
امیرعباس واسعیزاده
نزدیک بود مهدی طارمی به سرنوشت استادش دچار و خاطره تلخ علی دایی را برایمان زنده کند.
فوتبال دوستان محال است جام ملتهای ۲۰۰۰ لبنان را فراموش کنند. تیم پرستاره ایران بعد از درخشش در جام جهانی ۱۹۹۸ ستارههای اروپا رفتهای داشت و به عنوان مدعی اول قهرمانی قدم به جام گذاشت. ایران در بازی افتتاحیه، میزبان را با چهار گل برد تا برای همه مدعیان خط و نشان بکشد اما افسوس که رقیب اصلی ما در درون خود تیم بود. آن تیم دچار چند پارگی شده بود، مشکلی که متاسفانه در طول تاریخ بسیاری نسلهای درخشان ما را آزار داده و مانع از رسیدن آنها به حقشان شده است. چه بسیار تیمهایی که باید قهرمان جام ملتها میشدند یا به المپیک میرفتند اما حالا نیم قرن است که این حسرت در دل فوتبال ما مانده… حسرتی که امیدواریم این تیم به آن پایان بخشد. تیمی که از هر نظر شایسته و چیزی کمتر از تیمهای بزرگ تاریخ ما ندارد و یک چیز هم بیشتر دارد که آن اتحاد و همدلی میان بازیکنان است. تیمی که ستاره بزرگش – مهدی طارمی – تنه به تنه بزرگان تاریخ میزند و اتفاقاً خود او بهترین مثال برای اثبات برتری این تیم نسبت به گذشتگان است.
مهدی طارمی کشف علی دایی در فوتبال ایران بود که او را از دسته دوم به پرسپولیس آورد، اعتماد کرد و از او یک گلزن بزرگ ساخت که امروز فوتبال ایران به وجودش افتخار میکند اما نزدیک بود که این شاگرد به سرنوشت استادش دچار شود! فوتبالیها خوب به یاد دارند که آن تیم استثنایی جام ملتهای ۲۰۰۰ لبنان چطور در اولین بازی دور حذفی با گل استثنایی کریم باقری از کره پیش افتاد. تیمی که متاسفانه اسیر چند دستگی بود اما در آن مسابقه تا دقیقه ۹۰ برنده محسوب میشد. در واپسین ثانیههای بازی علی دایی برای کمک به خط دفاعی عقب آمد. در دقیقه ۹۰+۱ حین دفع یک توپ دچار اشتباه شد و همان توپ را مهاجم کرهای به تور دروازه ما دوخت. شوک ناشی از این گل به حدی بود که با آغاز وقتهای اضافه تیم ملی خیلی زود در اولین حمله کره گل طلایی را خورد و از دور مسابقات کنار رفت. در آن دوره برای اولین و آخرین بار قانون گل طلایی اجرا شد که بلافاصله پس از آن بازی متوقف و تیم ایران به عنوان قربانی مجبور به بازگشت شد. بعد از آن تورنمنت مصاحبههای معروف مهدوی کیا و جلال طالبی – سرمربی وقت تیم – در حافظه تاریخ ماند و همه فهمیدند که ایران در واقع به خود باخته نه به رقیب روبرو…
