این فیلسوف نامی که نورث وایتهد تمامی فلسفه غربی را حاشیه و پاورقی فلسفه او می دانددر جمهوری (کتاب هفتم) به کمال شرح داده است که چرا هندسه مدخل و مقدمه درک دانش و فلسفه است(1). این حقیر نیز به تأسی از این متفکر بزرگ تاریخ فلسفه ونیز لئون باتیستا آلبرتی که بر بالای مدخل مدرسه هنر و معماری خود نگاشته بود هرکه پرسپکتیو نمی داند وارد نشود، درمباحث حکمت هنر شرق به دانشجویانم متذکر می شوم درشناخت هنر هند هرکه یوگا نمی داند وارد نشود و درشناخت هنر چین بویژه نقاشی های شگفت انگیز آن هرکه دائو نمی داند وارد نشود و درفهم هنر ژاپن هرکه ذن نمی داند وارد نشود زیرا که یوگا ، دائو و ذن مفاتیح اصلی واصیل درک هنر شرق هستند حال بر بنیاد آن سخن افلاطون و آنچه در باب هنر شرق گفتم درباب درک و فهم هنر ایرانی بویژه نگارگری های شگفت انگیز و خیال برانگیز آن می گویم هرکه عرفان نمی داند وارد نشود این جمله مقدمه این کلام در ورود به عرصه نسبت میان عرفان وهنر در اندیشه و تمدن اسلامی و ایرانی به بهانه بزرگداشت استاد بی نظیر نگارگری ایران استاد فرشچیان است.
بنیاد اصلی این سخن نیز این گزارهِ بی نیاز از اثبات و استدلال است که : ما ایرانیان آنچه را که درشهود باطن خویش مشاهده کردیم در انواع جلوه های هنری و ادبی اظهار و آشکار ساختیم فلذا هنرما بعنوان وجه جمالی ادراکات اشراقی ما ، تصویری از همان دریافت های عرفانی ماست.
2- سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم باز درد اشتیاق
4 در این حدیث خداوند می فرماید «بدرستی که گنجی پنهان بودم. پس دوست داشتم که شناخته شوم آنگاه خلایق را آفریدم»
