
به گزارش مجله خبری نگار، صعودتیم ملی فوتبال نروژبه مرحله بعدی جام جهانی۲۰۲۶درتقابل با برزیل، فراترازیک شگفتی ورزشی، بهانهای شد برای سرریزشدن یک حسرت در بستررسانه توسط عادل فردوسیپور، گزارشگرباسابقه ومحبوب فوتبال کشورمان. عادل درباره شادی تماشاگران نروژی گفت: «من لجم میگیره و حسودیم میشه به این نروژیها. خیلی شادن، خیلی بیمشکل هستن، خیلی کیف میکنن.» این نخستین بارنبودکه گزارش فردوسیپوربه حسرت آمیخته میشد؛ حدودیک سال پیش هم درجریان سوپرجام اسپانیا درریاض، اوبا لحنی مشابه به حال تماشاگران عربستانی غبطه خورده بود که درچند قدمی ستارگان جهان، بازی را تماشا میکنند. این مواجههها را نباید صرفاً یک ابرازاحساسات آنی دانست. کلام فردوسیپوردراینجا نقش بستربرای بروز گزارهای از ناخودآگاه جمعی را بازی میکند؛ صدایی که پنجرهای به روی مقایسه توام با حسرت میان زیستجهان پرازآشوب، چالش اقتصادی ونوسان وناامنی درخاورمیانه با زیستی پیشبینیپذیرومرفه کشورهای اسکاندیناوی یا قطبهای جدید ثروت درحاشیه خلیج فارس میگشاید. با این حال، تحلیل دقیق موضوع نشان میدهد که این حسرتها که قطعاً آنقدرفراگیرهستندکه حتی توسط آدمی با سواد و باهوش مثل عادل هم بیان میشونداما فاقد عمق لازم هستند؛ چراکه امثال فردوسیپوردرنوعی تله تقلیلگرایی ناشی ازچالشها ومحرومیت نسبی گرفتار شدهاند وبرای همین روبنای شیک وپایدارچنین جوامعی رابا مفهوم پیچیده و چندلایه «خوشبختی» یکی میدانند درحالیکه رفاه، خوشبختی وزندگی معنادار مفاهیم متمایزی هستندکه درادامه بهآن میپردازیم.
