
به گزارش مجله خبری نگار، شب شده و کسی که از صبح میان خبرها، پادکستها، ویدئوها، توئیتها، استوریها و پاسخهای آماده هوش مصنوعی زندگی کرده، گوشی را کنار میگذارد و ناگهان با یک حس مبهم روبهرو میشود: «امروز دقیقا چه چیزی را فهمیدم که درون من رسوب کرد؟ از بین این حجم بالای اطلاعات، کدام دانستهام به تصمیمی روشنتر، رفتاری مسئولانهتر یا حتی احساسی عمیقتر نسبت به زندگی تبدیل شد»؟ چنین فردی از اقتصاد جهانی و بحران اقلیمی خبر دارد، چند نکته روانشناسی بلد است، درباره روابط، فرزندپروری، سیاست و سلامت محتوا دیده و حتی برای پرسشهایش جوابهای مرتب و فوری گرفته است. اما با وجود این انباشت اطلاعات، بازهم چیزی در درونش سبک نشده و حتی بحران معنایی بیشتری هم دارد. انگار ما در زمانهای زندگی میکنیم که دسترسی به آگاهی از همیشه آسانتر شده، اما رسیدن به معنا، تمرکز و عمل درست از همیشه دشوارتر. برای همین مسئله زمانه ما دیگر ندانستن نیست؛ چالش این روزها آن است که اطلاعات از درون ما عبور میکنند، بیآنکه واقعا در ما رسوب کرده و زندگی ما را تغییر دهند. این مطلب در ادامه به سوالی مهم میپردازد: در عصر هوش مصنوعی و فوران دیتا چطور معنادار زندگی کنیم؟
