
دانشجو که بودم، گاهی برای گپ و گفت با دوستان و دورهمی به کافه همجوار دانشگاه میرفتیم، مشتریان این کافه را غالبا همکلاسیها و همدانشگاهیها ویا فعالین هنرنمایش تشکیل میدادند. جوان بودیم و با هزاران امید و آرزو. کافه دیگر پاتوق شده بود، همه را میشناختیم، علاوه بر نوازنده آکاردئونی که هرازگاهی شب هنگام کیف مان را کوک میکرد، پیرمردی قدبلند، اما خمیده، با چهرهای که بر آن هر شیار از تجربه سالها حکایت میکند و همواره خوشتیپ با چند روزنامه در دست، درست به ساعت ۵ عصر به کافه میآمد، مدت زمانی در میز مقابل در ورودی، روزنامه میخواند و پس از نوشیدن چای، میرفت.
بد عُنُق بود و کم حرف، گاهی از سر تمسخر اورا خطاب قرار میدادیم با آنچنان وقاری رفتار میکرد که سخت، شرمنده میشدیم.
زمان گذشت دیگر عطای هنر را به لقایش بخشیده بودم که بازی او در چند سریال سروش صحت، به اصطلاح لانسهاش کرد.
او اردشیر کاظمی است که پرتره این هنرمند کهنهکار را در فیلم مستندی با عنوان 《گیله پیرمرد》به کارگردانی علی رستگار و تهیه کنندگی میلاد باقری به نمایش درآمده است.
