انگار ديروز بود كه شاهد بازيهاي خوب و بد ليگ شانزدهم بوديم! انگار ديروز بود كه شاهد برخي پيشرفتهاي ناكافي بوديم و نظارهگر درجا زدنهاي بسيار! انگار ديروز بود كه با بيمها و اميدهاي واقعي، دل بستيم به تغييراتي كه از آقاي تاج انتظارش داشتيم! بيمهايي كه تشديد شدند و اميدهايي كه رنگ باختند! در فوتبال اتفاقي رخ نداد و درها به روي پاشنههاي قديم چرخيدند!
انگار ديروز بود كه شاهد بازيهاي خوب و بد ليگ شانزدهم بوديم! انگار ديروز بود كه شاهد برخي پيشرفتهاي ناكافي بوديم و نظارهگر درجا زدنهاي بسيار! انگار ديروز بود كه با بيمها و اميدهاي واقعي، دل بستيم به تغييراتي كه از آقاي تاج انتظارش داشتيم! بيمهايي كه تشديد شدند و اميدهايي كه رنگ باختند! در فوتبال اتفاقي رخ نداد و درها به روي پاشنههاي قديم چرخيدند!
1-چرخيدند و به كهنهفكري و غلطانديشي، فرصت دادند و مهلت قائل شدند تا كاري انجام نشود! تا بدهيها كه انباشته بودند انبوهتر شوند! تا مشكلات «بهمنوار» بزرگ و بزرگتر شوند! تا حاشيهها بر متن غالب شوند- متن مغلوب بود كه در نبرد هميشگي، مثل هميشه باخت و مغلوبتر شد- تا همچنان دچار و گرفتار روزمرگيها باشيم!
فوتبال ما دچار اين درد قديمي نيز هست كه با انكار ديروزي، با مردان كهنهانديش، با اهرمهاي شكسته و تاريخ مصرف گذشته ميخواهد فردايش را بسازد! براي اين فوتبال كه غرق است در محافظهكاري، گذشته چراغ آينده نيست كه گذشته خود آينده شده است!
