سخنگوی آموزشوپرورش در گفتوگو با «جوان»: در حالی که هنوز کارخانهها، خودروسازی، پالایشگاهها و صنایع بزرگ دولتی هستند آموزشوپرورش نباید اولین حوزهای باشد که به بخش خصوصی واگذار میشود
جوان آنلاین: «مدرسه» نخستین جایی است که کودکان رؤیاهایشان را میسازند. کلاسهای درس، زنگهای تفریح، تختههای سیاه و کتابهای درسی، همه و همه مقدمهای برای آیندهای هستند که شکل میگیرد. یکی از آنها میخواهد پزشک شود، دیگری مهندس، نویسنده، هنرمند یا شاید معلمی دلسوز که روزی چراغ راه نسلهای بعدی باشد، اما آیا همه کودکان فرصت برابر برای رسیدن به رؤیاهایشان را دارند؟ پاسخ، متأسفانه خیر است! بدون شک عدالت آموزشی، فقط یک واژه نیست، بلکه حقی است که باید در هر کلاس درس، در هر مدرسه، در هر روستا و شهری جاری باشد، اما هنوز فاصله زیادی تا تحقق آن داریم، اما چرا این فاصله وجود دارد؟ آیا نظام آموزشی ما دانشآموزان را برای زندگی آماده میکند یا فقط برای آزمونها؟ چگونه میتوان آموزش را از یک رقابت نفسگیر به یک مسیر رشد و شکوفایی تبدیل کرد؟ در این رابطه «جوان» با علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش، گفتوگو کرده و چالشها، فرصتها و مسیر پیشروی نظام آموزشی کشور را مورد بررسی قرار داده است.
رؤسای دولتهای مختلف و وزرای آموزشوپرورش همواره بر ارتقای کیفیت آموزش و برقراری عدالت آموزشی تأکید کردهاند. نمیتوان منکر اقدامات انجامشده از سوی آنها شد، اما این اقدامات نتوانستهاند عدالت آموزشی را رقم بزنند. امروز همچنان با فاصلهای زیاد از عدالت آموزشی مواجه هستیم. چرا با وجود این تأکیدات و اقدامات، همچنان مشکل داریم؟
سؤال خوبی است. اگر منصفانه نگاه کنیم، آموزشوپرورش به چنین پرسشها و روشنگریهایی نیاز دارد. اگر بخواهیم گفتمان تعلیم و تربیت بر آموزشوپرورش حاکم باشد، باید این مسائل را مطرح کنیم. عدالت آموزشی چند وجه دارد و اگر هر یک از این موارد محقق نشود، عدالت آموزشی نیز محقق نخواهد شد. یکی از این موارد، فضای آموزشی و دسترسی دانشآموزان به مدرسه است. بعد از فضای آموزشی، نیروی انسانی اهمیت دارد، یعنی اگر مدرسهای معلم نداشته باشد، صرفاً یک ساختمان است و کارایی ندارد، بنابراین عدالت آموزشی بدون معلمی کارآمد، ماهر، متعهد، دلسوز، خلاق و باانگیزه معنا ندارد. معلمی شرایط خاص خود را دارد و نمیتوان به هر کسی گفت که تدریس کند. فرض کنید مدرسه ساخته شده است، اما معلم باید هر روز مهارتهای خود را ارتقا دهد. باید شرایطی فراهم شود که آموزش ضمن خدمت و رضایت شغلی معلمان تأمین شود تا آنها با آرامش و ثبات کار کنند و دغدغهای نداشته باشند. مسئله بعدی محتوا و مهارتهای آموزشی و پرورشی است. این سه عامل- فضای آموزشی، نیروی انسانی و محتوا- باید وجود داشته باشند تا بتوان درباره عدالت آموزشی صحبت کرد. اما چرا همچنان مشکل داریم؟ چند نکته وجود دارد که باید حل شود. اول فضای آموزشی است. در برخی نقاط کشور کاهش جمعیت دانشآموزی داریم و مدارسی وجود دارند که حتی تعطیل شدهاند. در مقابل، در برخی مناطق هر چقدر مدرسه ساخته شود، باز هم کم است. دلیل این مسئله تنشهای جمعیتی است. در مناطقی مانند اطراف تهران، مهاجرت زیاد است و هر سال تعداد دانشآموزان افزایش مییابد. برای مثال، در برخی شهرستانهای استان تهران، سالانه حدود ۲ هزارو۵۰۰ دانشآموز به جمعیت مدارس اضافه میشود. اگر هر مدرسه ظرفیت ۴۰۰ دانشآموز داشته باشد، باید شش مدرسه جدید در سال ساخته شود تا پاسخگوی این افزایش جمعیت باشد. این مسئله خارج از کنترل آموزشوپرورش است و باید در سطح ملی مدیریت شود، به همین دلیل، در سند تحول بنیادین و برنامه هفتم توسعه تأکید شده است آموزشوپرورش یک امر ملی است و همه باید کمک کنند جمعیت بهصورت متوازن توزیع شود و فضای آموزشی بموقع ساخته شود. اگر این وظیفه فقط بر عهده آموزشوپرورش باشد، کافی نیست و سایر نهادها نیز باید مشارکت کنند، اما دومین مسئله، محتوا و روشهای آموزشی است. محتوا، تکنیکها، روشهای تدریس و استفاده از فناوریهای نوین نقش مهمی در عدالت آموزشی دارند، البته خلاقیت و نوآوری در آموزش همیشه به معنای استفاده از تکنولوژی نیست. گاهی یک معلم با تغییر چیدمان نیمکتهای کلاس، بهرهوری را افزایش میدهد و فضای بانشاطی ایجاد میکند. برای مثال، دانشآموزان را بهصورت گروههای سهنفره روبهروی هم مینشاند تا تعامل بیشتری داشته باشند، نه اینکه صرفاً نظم سنتی کلاس را حفظ کند. بخش زیادی از مهارتهای آموزشی به نیروی انسانی برمیگردد. معلم میتواند ضعف کتابهای درسی و نقاط ضعف آموزشی را جبران کند، بنابراین معلم نقش کلیدی در عدالت آموزشی دارد.
محتوای درسی سنگین و حفظمحور، معلم را ملزم میکند خط به خط کتاب را آموزش دهد و فرصتی برای خلاقیت او باقی نمیگذارد چراکه قرار است دانشآموزان با آزمونهای متعدد روبهرو شوند و نظام آموزشی از معلم، خواستار موفقیت دانشآموزان در این آزمونهاست. پس کتب درسی نقش کلیدی ایفا میکند. این رویکرد به عدالت آموزشی آسیب نمیزند؟
