بچه‌ها باید به خودشان برسند، نه به محفوظات کتاب!

دانش‌آموزان امروز، به‌ویژه پسرها، دنیایی متفاوت از نسل‌های گذشته دارند. دیگر نمی‌توان از آنها انتظار داشت ساعت‌ها بی‌حرکت بنشینند و صرفاً شنونده باشند. ذهن آنها پر از انرژی، کنجکاوی و نیاز به تحرک است. بازی می‌خواهند، رقابت را دوست دارند و زمانی با آموزش ارتباط برقرار می‌کنند که یادگیری برایشان جذاب، معنادار و ملموس باشد

دانش‌آموزان امروز، به‌ویژه پسرها، دنیایی متفاوت از نسل‌های گذشته دارند. دیگر نمی‌توان از آنها انتظار داشت ساعت‌ها بی‌حرکت بنشینند و صرفاً شنونده باشند. ذهن آنها پر از انرژی، کنجکاوی و نیاز به تحرک است. بازی می‌خواهند، رقابت را دوست دارند و زمانی با آموزش ارتباط برقرار می‌کنند که یادگیری برایشان جذاب، معنادار و ملموس باشد

جوان آنلاین: صبح‌ها که وارد کلاس می‌شد، نگاه‌های خسته و بی‌رمق بچه‌ها ذهنش را درگیر می‌کرد. برخی سرشان را روی میز گذاشته بودند، بعضی دیگر بی‌حوصله مداد را روی کاغذ می‌کشیدند. فضایی سرد و بی‌جان، دور از هر آنچه مدرسه باید باشد. فریبا حکیمی، معلم پایه سوم ابتدایی، نمی‌توانست با این رویه کنار بیاید. دلش می‌خواست مدرسه، برای بچه‌ها جایی باشد برای تجربه، کشف و زندگی، نه جایی برای اجبار و روزمرگی. برای همین تصمیمش را گرفت، اینکه اگر بچه‌ها با کلاس درس ارتباط نمی‌گیرند، باید کلاس را به دنیای آنها نزدیک‌تر کند؛ دنیایی سرشار از بازی، تحرک و شادابی. حالا بعد از تصمیم او، کلاسش پر از جنب‌وجوش شده؛ صدای خنده، صدای فکر کردن و صدای بازی از آن شنیده می‌شود. دیگر بچه‌ها داوطلب می‌شوند، با هم مشورت می‌کنند و حتی خودشان دست به کار می‌شوند و بازی‌های تازه برای یادگیری می‌سازند. این مسیر آسان نبود؛ شروعش با تردید همراه بود و حتی نگاه‌های انتقادی و مقاومت‌ها در برابرش کم نبودند، اما حالا به همه ثابت‌شده که این روش یادگیری و آموزش همراه با بازی، بهترین و کاراترین روش ممکن است. فریبا حکیمی که مدرک ارشد روانشناسی تربیتی دارد و ساکن شهرستان جوانرود است در گفت‌و‌گو با «جوان» از همین تجربه متفاوتش صحبت می‌کند، از کلاسی که با ایده خلاقانه‌اش، حالا به محیطی زنده و پرنشاط تبدیل شده‌است.

چه شد که تصمیم گرفتید آموزش را با بازی ترکیب کنید و به دانش‌آموزان ارائه دهید؟

از همان هفته‌های اول سال تحصیلی و شروع کارم، احساس می‌کردم روند کلاس به درستی پیش نمی‌رود. بچه‌ها بی‌حوصله، بی‌انرژی و بی‌علاقه بودند. برخی غیبت می‌کردند، برخی دیگر تکالیف را انجام نمی‌دادند. فضای کلاس بیشتر به یک محیط خشک و خسته‌کننده شبیه بود تا جایی برای یادگیری، رشد و لذت بردن.  ‌

می‌خواستم کلاس درسم پر از شور، پویایی و زندگی باشد و وقتی دیدم شیوه‌های متداول آموزشی پاسخ نمی‌دهد، به این نتیجه رسیدم که باید فضا را تغییر دهم. باید یادگیری را به سمتی می‌بردم که برای دانش‌آموزان آشنا و دلنشین باشد و چه چیزی نزدیک‌تر به دنیای آنها از بازی؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *