قوله هوش مصنوعی در حالی به یک موضوع راهبردی در سطح جهانی با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اخلاقی بدل شده که بحث تأسیس یک «آژانس بینالمللی هوش مصنوعی» مشابه آژانس انرژی اتمی مطرح است
جوان آنلاین: مقوله هوش مصنوعی در حالی به یک موضوع راهبردی در سطح جهانی با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اخلاقی بدل شده که بحث تأسیس یک «آژانس بینالمللی هوش مصنوعی» مشابه آژانس انرژی اتمی مطرح است و کشورهای پیشرو در حال تدوین و پیادهسازی چارچوبهای جامع حکمرانی برای این فناوری تحولآفرین هستند. معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری به سمت تأسیس «صندوق زیرساخت هوش مصنوعی» با سرمایه اولیه ۱۰ هزار میلیارد تومان (۱۰ همت) حرکت کرده است. اگرچه این صندوق میتواند به عنوان ابزار حمایت از زیستبوم نوآوری، تقویت زیرساختهای پردازشی و تسهیل مشارکت بخش خصوصی مؤثر باشد، اما پرسشهای اساسیتری فراتر از بودجه و تجهیزات مطرح است: آیا هوش مصنوعی را باید صرفاً یک فناوری رقابتی و بازارمحور دانست؟ نقش دولت در این میان چیست؟ و مهمتر از همه چه سازوکار حاکمیتیای میتواند تضمین کند توسعه این فناوری حیاتی در آینده به گروگان منافع محدود بازیگران خاص یا شرایط بازار تبدیل نشود؟ اینجاست که ضرورت شکلگیری یک نهاد فراگیر حاکمیتی برای حکمرانی ملی بر هوش مصنوعی بیش از پیش احساس میشود.
طبق اعلام رسمی، این صندوق با مشارکت بخش خصوصی و معاونت علمی ایجاد شده و هدف آن تقویت زیرساختهایی، چون پردازشگرها (GPU فارمها) سرورهای محاسباتی، فضای ابری، تجهیزات کلانداده و پشتیبانی از شرکتهای فعال در هوش مصنوعی است. نکته مهم آن است که بخش خصوصی میتواند آورده مالی یا تجهیزاتی وارد کند و دولت نیز بهصورت تطبیقی سهم مشارکت خود را تا دو برابر افزایش خواهد داد. همچنین مالکیت زیرساختها قرار است عمدتاً در اختیار شرکتهای خصوصی باشد و معاونت صرفاً نقش تسهیلگر ایفا کند. در ظاهر، این مدل ترکیبی دولت- بازار بهروز و جذاب به نظر میرسد، اما در یک لایه عمیقتر، این پرسش مطرح میشود که آیا کافی است هوش مصنوعی را صرفاً با رویکرد اقتصادی و زیرساختی ببینیم؟ یا این حوزه نیازمند حکمرانی و نهاد تنظیمگر است؟
علم یا فناوری؟ مسئله این است
در ادبیات علمی و فلسفه علم، هوش مصنوعی را نمیتوان صرفاً یک فناوری قلمداد کرد. این حوزه در واقع تلفیقی است از علمهای پایه مانند شناختشناسی، منطق، ریاضیات، زبانشناسی و روانشناسی شناختی و فناوریهایی کاربردی همچون الگوریتمنویسی، طراحی سختافزار، شبکههای عصبی و سیستمهای پردازش داده. این ترکیب منحصربهفرد باعث میشود هوش مصنوعی همزمان هم محصول علوم نظری باشد و هم ابزار فنی. برخلاف فناوریهایی مانند پلسازی یا سدسازی که بیشتر مبتنی بر اصول مهندسی و محاسبات ایستا هستند، هوش مصنوعی ذاتاً پویا، یادگیرنده و تحولپذیر است. این ویژگیها آن را در مرز «علم» و «فناوری» قرار میدهند و باعث میشوند آثار و تبعات آن، نه فقط فنی، بلکه عمیقاً اجتماعی، اخلاقی و سیاسی باشند. وقتی با پدیدهای مواجهیم که قدرت آن میتواند با انرژی اتمی یا تسلیحات مدرن رقابت کند، نمیتوان صرفاً با رویکرد بازار، رقابتپذیری یا تخصیص بودجه با آن مواجه شد. پرسش اصلی اینجاست: آیا میتوان با تزریق سرمایه به چند شرکت یا دانشگاه، آینده این فناوری راهبردی را تضمین کرد؟ یا نیازمند طراحی یک مدل جامع حکمرانی و نظارت ملی هستیم؟
