فرار، به مثابه سُلوک

سیاگالش، داستان طلبه مبلغی است که معتقد است: «فقط روایت کردن است که به وقایع نور می‌اندازد و از ابهام و مه می‌آوردشان بیرون، وگرنه فراموشی عین موریانه می‌افتد به جا‌ن‌شان و محوشان می‌کند.»

فرار، به مثابه سُلوک

سیاگالش، داستان طلبه مبلغی است که معتقد است: «فقط روایت کردن است که به وقایع نور می‌اندازد و از ابهام و مه می‌آوردشان بیرون، وگرنه فراموشی عین موریانه می‌افتد به جا‌ن‌شان و محوشان می‌کند.»

به گزارش مجله خبری نگار، ​​​​​​​در حین خواندن و پس از اتمام رمان سیاگالش، قرآن‌خواندن نگارنده تغییر کرد. نگاهم به آیات و واژه‌های مصحف شریف، طور دیگری شده بود که بی‌تردید مسبب اصلی آن، ابراهیم اکبری دیزگاه، نویسنده سیاگالش است. یک‌بار هم که آقای دیزگاه را حضوری دیدم، گفتم که: «قرآن خواندن مرا عوض کردی!» لذا مطالعه سیاگالشی که در طول خواندن، دل‌تان می‌خواهد تمام نشود و ادامه‌دار باشد، مخصوصاً در روز‌های عزای سالار شهیدان، یک پیشنهاد جدی و قابل تأمل است! چرا که موقعیت زمانی داستان، هماهنگی شدیدی با احوالات این روزهایتان خواهد داشت.

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *