
نگاهی به کتاب «معلم حَسابی» خاطرات شفاهی «صدیقه جعفرینیک»
به گزارش مجله خبری نگار/ایران-مریم حنطهزاده: موشکباران شهرها تمام شده بود و جوانها دوباره به خانه برگشته بودند؛ دهه شصت پرماجرا داشت تمام میشد که مادربزرگم در کلاسهای نهضت شرکت کرد. هنوز وقت مدرسه رفتنم نرسیده بود، اما با همراهی مادربزرگ، سر همان کلاسها هم باسواد شدم و هم معروف! جلسات امتحان و دیکته که میرسید، هی با اشاره و علامت صدایم میکردند تا بروم پیششان و راهنماییشان کنم که کدام س و ت و ح را بنویسند. تصاویر آن کلاسهای شلوغِ شهری نهضت، هنوز هم با قدرت پیش چشمانم ظاهر میشود؛ خانمهای سنوسالدار چادری که کلاس را پر از همهمه میکردند و معلمهای جوانی که سعی داشتند وسط شلوغی و شوخی خانمها، جدیت کلاس و احترام همه را حفظ کنند.
