همچنان از عشق، کنار رودخانه پیدرا

نگاهی به کتاب «کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم» اثر پائولو کوئلیو

همچنان از عشق، کنار رودخانه پیدرا

نگاهی به کتاب «کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم» اثر پائولو کوئلیو

به گزارش مجله خبری نگار، «پائولو کوئلیو» را بیشتر با کتاب «کیمیاگر» می‌شناسند؛ اما کتاب‌های دیگری از این نویسنده ازجمله «کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم» و … هم هستند که نه‌تن‌ها دست‌کمی از کتاب «کیمیاگر» ندارند بلکه بعضی‌هایشان عمق بیشتری داشته و نویسنده در آن‌ها پخته‌تر از کتاب اولش عمل کرده است. اگر «کیمیاگر»، کتابی باشد در نشان دادن راه به مخاطب، راهی از آن دست که عطار می‌گوید؛ «تو گام به راه بنه و هیچ مگو / خود راه بگویدت که، چون باید رفت»، «کنار رودخانه پیدرا» حکایت عشق و شوریدگی است، کتابی که یکسره روایتگر دلدادگی است. عشقی از آن دست که سعدی درباره این عشق می‌گوید «تا چه خواهد کرد با من دور گیتی زین دو کار / دست او بر گردنم یا خون من بر گردنش».

منبع  : نگار مگ

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *