فیلم «هفت ماهگی» به جای تعریفکردن قصه، به ترسیم روابط میپردازد و هیچ عامل محدودکننده یا ارتباطدهندهای هم ندارد.
سوره سینما – حسین ساعیمنش: مشکل فیلمی مثل «هفت ماهگی» شاید این باشد که سر و شکل متعارفی دارد و نمیشود عباراتی مثل «ضدجریان» و «ساختارشکن» و مانند اینها را به فیلم الصاق کرد و از این زاویه به آن نگاه کرد. فیلم مشخصا قصد این را دارد که در سینمای متعارف دستهبندی شود و مشکل اصلی هم از همین جا شروع میشود: اینکه با متر و معیار این نوع سینما به قدری ایرادهای ریز و درشت در آن دیده میشود که به هیچ عنوان فیلم متعارف قابل دفاعی محسوب نمیشود؛ مهمترین این ایرادها هم این است که «به جای» تعریفکردن قصه، به ترسیم روابط میپردازد و هیچ عامل محدودکننده یا ارتباطدهندهای هم ندارد (جالب اینکه در نمایش روابط بین کاراکترها هم چنگی به دل نمیزند و یکی از مهمترین دلایلش هم بازیهای مضحک و ادایی بازیگران آن است). یعنی فقط خانواده را نشان میدهد و نسبت فامیلی اعضای آن را تعیین میکند و رابطه سه چهار نفری را هم که در آن خانواده نیستند مشخص میکند و تمام. این روابط نه در دل داستانی جای میگیرند که آن را پیش ببرند و به اقتضای آن شکل گرفته باشند، نه خودشان تحرکی ایجاد میکنند و داستانی ایجاد میکنند، و نه بهخودیخود عمق پیدا میکنند و میتوانند مستقلا جذابیت داشته باشند (غیر از وضعیت بهداد و توسلی).

