تغییر نام ایرانخودرو، کنایهای تلخ به واقعیتی عینی است، وقتی جهتگیری یک صنعت از «ملیبودن» به «سودمحوری گروهی» تغییر کند، دیگر نمیتوان آن را برای مردم دانست. نام ایرانخودرو زمانی برازنده است که این صنعت دوباره در خدمت رفاه عمومی و توسعه ملی قرار گیرد
جوان آنلاین: صنعت خودرو، روزی قرار بود یکی از نیازهای اساسی مردم را تأمین کند، اما امروز به ورطهای سقوط کرده که مردم برای داشتن خودرو باید هفت خان رستم را با هزینههای گزاف طی کنند و در صف نارضایتی بایستند. ایرانخودرو، حالا بیشتر به بنگاهی برای تولید وعده، افزایش قیمت و سودآوری گروهی خاص شبیه است. درحالیکه قیمتها روز به روز بالا میرود، کیفیت پایین آمده است و نهادهای نظارتی نیز در سکوتند. برنامه تولید هیبریدی و خودروهای کممصرف، هرچند زیبا روی کاغذ است، اما از دل تجربههای تلخ گذشته چه چیزی را میتوان باور کرد؟
نقطه آغاز انتقاد، همانجایی است که مسیر ایرانخودرو در تاریکی رقم خورد: واگذاری مدیریت این غول صنعتی بدون شفافیت کامل. مردم حتی ندانستند چه کسی، چگونه و با چه هدفی سکان هدایت این شرکت عظیم را به دست گرفت. در دنیایی که شفافیت نخستین اصل حاکمیت شرکتی است، ایرانخودرو با عبور از این اصل، از همان ابتدا اعتماد عمومی را خدشهدار کرد. اکنون باید پرسید: این صنعت «ملی» هنوز برای مردم است یا برای منافع گروهی خاص؟ در شرایطی که اقتصاد کشور تحت فشار تورم افسارگسیخته است، ایرانخودرو قیمت خودروهایش را بالا برده است. هرچند شورای رقابت فرمولی مشخص برای افزایش قیمت دارد، اما شرکت به دنبال افزایش بیشتر بود. چرا؟ برای جبران زیانهای گذشته یا برای سوددهی به سهامداران خاص؟ با افزایش قیمت، نه کیفیت محصولات بهتر شده و نه خدمات پس از فروش. خودرویی که هنوز با نقصهای فنی، صدای موتور بلند و مصرف سوخت بالا همراه است، حالا با قیمتی عرضه میشود که گویی با محصولی رقابتی در سطح جهانی روبهرو هستیم.
یکی از مسئولان ایرانخودروی «خصولتی» شده از ظرفیت تولید ۳۰۰ هزار دستگاه خودروی هیبریدی در سال خبر داده است. برنامهای که اگرچه روی کاغذ هیجانانگیز است، اما بوی آشنا و تلخ وعدههای بیفرجام گذشته را میدهد. سالهاست از خودروهای هیبریدی و الکتریکی سخن گفته میشود، اما واقعیت آن است که حتی استانداردهای تولید خودروهای بنزینی فعلی نیز با حداقلهای جهانی فاصله دارد. تا وقتی بستر تولید واقعی، فناوری بومی، زنجیره تأمین کارآمد و قیمتگذاری منطقی در کار نباشد، تمام این وعدهها بیشتر شبیه آرزوهایی با مصرف رسانهای و تبلیغاتی هستند، نه برنامهای قابل اتکا برای تحول صنعت.
طرح جایگزینی ۷۵۰ هزار خودروی فرسوده با خودروهای هیبریدی، به ظاهر گامی مثبت در جهت کاهش مصرف سوخت است، اما اینجا دو پرسش جدی مطرح است:
