گزارش آب مرکز پژوهش‌ها عطش نقد دارد!

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش خود، ظرفیت بخش آب را تنها از منظر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تحلیل کرده است؛ نهاد پژوهشی پارلمان در این مسیر یا غفلت کرده یا عامدانه نادیده گرفته که ایران از منابع عظیم طبیعی برخوردار است و دولت نمی‌تواند از مسئولیت شانه خالی کند

تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ – ۰۰:۲۰

مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش خود، ظرفیت بخش آب را تنها از منظر سرمایه‌گذاری بخش خصوصی تحلیل کرده است؛ نهاد پژوهشی پارلمان در این مسیر یا غفلت کرده یا عامدانه نادیده گرفته که ایران از منابع عظیم طبیعی برخوردار است و دولت نمی‌تواند از مسئولیت شانه خالی کند

جوان آنلاین: دولت اگر قرار است فقط تماشاچی باشد، فلسفه وجودی‌اش چیست؟ این پرسش نخستین واکنشی است که خواننده پس از مرور گزارش تازه مرکز پژوهش‌های مجلس در ذهن می‌پرورد. گزارشی که قرار بود با رویکرد علمی به «ظرفیت‌شناسی سرمایه‌گذاری در بخش آب» بپردازد، اما بیشتر شبیه به بیانیه‌ای سیاسی است که دائماً بر ناتوانی دولت در تأمین مالی تأکید دارد و نسخه‌ای تکراری را پیش روی مردم می‌گذارد و راه نجات را ورود بخش خصوصی می‌داند. بی‌تردید، مشارکت سرمایه‌گذاران و مردم در پروژه‌های ملی ضروری است؛ اما وقتی بازوی پژوهشی مجلس تنها راه را در خصوصی‌سازی جست‌و‌جو می‌کند و حتی به دارایی‌های گسترده ملی اشاره‌ای ندارد، باید پرسید این پژوهش بر مبنای چه داده و چه رویکردی شکل گرفته است؟ ایران کشوری است که با داشتن یک‌درصد جمعیت جهان، نزدیک به ۷ درصد منابع طبیعی شناخته‌شده جهان را در اختیار دارد. اگر چنین ثروتی نمی‌تواند پشتوانه‌ای برای رفع بحران آب باشد، مشکل در سرمایه‌گذاری خصوصی نیست؛ در شیوه مدیریت و تصمیم‌گیری دولتی است. این همان نکته‌ای است که گزارش مرکز پژوهش‌ها با سکوتی معنادار از کنار آن عبور می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی با عنوان «ظرفیت‌شناسی بخش آب از منظر سرمایه‌گذاری» کوشیده است تا بر پایه نقاط قوت، فرصت‌ها، چشم‌انداز‌ها و نتایج، وضعیت سرمایه‌گذاری در آب کشور را تبیین کند. بر مبنای این گزارش، کشور در وضعیت بحرانی آب قرار دارد، طرح‌های نیمه‌تمام متعددی روی زمین مانده است و دولت به تنهایی توانایی مالی برای تکمیل آنها را ندارد؛ بنابراین باید زمینه را برای ورود بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران غیردولتی فراهم آورد. این خلاصه روایت رسمی است؛ اما مشکل از همین نقطه آغاز می‌شود. چراکه در چنین تحلیلی، «دولت» صرفاً به یک نهاد ناتوان تقلیل می‌یابد که تنها راه چاره‌اش واگذاری همه‌چیز به بخش خصوصی است. این نگرش نه‌تنها پرسش‌های عمیقی را درباره کارآمدی دولت و نقش آن در حکمرانی آب برمی‌انگیزد، بلکه تصویری ناقص و غیرواقعی از ظرفیت‌های اقتصادی ایران ارائه می‌دهد.

ظرفیت‌های فراموش‌شده

ایران عزیزمان کشوری است که با وجود اقلیم خشک، از ذخایر عظیم انرژی، منابع معدنی، سواحل گسترده و موقعیت ژئوپلیتیک منحصر‌به‌فرد بهره‌مند است. مطابق برآوردها، کشورمان با کمتر از یک درصد جمعیت جهان، حدود ۷ درصد منابع طبیعی شناخته‌شده دنیا را در اختیار دارد. این یعنی کشوری با چنین ثروتی، توان بالقوه دارد تا منابع مالی عظیمی برای توسعه زیرساخت‌های حیاتی همچون آب را تأمین کند. اما در گزارش مرکز پژوهش‌ها، کوچک‌ترین اشاره‌ای به این ظرفیت‌ها نمی‌شود. گویی نویسندگان عمداً صورت مسئله را محدود کرده‌اند تا نتیجه مطلوب خود را با محوریت خصوصی‌سازی آب بگیرند! در حالی‌که پرسش واقعی این است که اگر دولت نمی‌تواند از این همه ثروت خدادادی بهره‌برداری کند و درآمد‌های آن را به حل بحران‌های حیاتی اختصاص دهد، پس اساساً وجود دولت چه توجیهی دارد؟

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *