اقتصاد دیجیتال در حصر «تعارض منافع»

اقتصاد دیجیتال با وجود جوانان خلاق می‌تواند موتور جهش صادرات و رشد پایدار باشد، اما سیاست‌های نادرست، تعارض منافع و مقررات دست‌وپاگیر سرمایه‌ها و امید‌ها را در معرض خاموشی قرار داده است

تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ – ۱۵:۵۸

اقتصاد دیجیتال با وجود جوانان خلاق می‌تواند موتور جهش صادرات و رشد پایدار باشد، اما سیاست‌های نادرست، تعارض منافع و مقررات دست‌وپاگیر سرمایه‌ها و امید‌ها را در معرض خاموشی قرار داده است

جوان آنلاین: اقتصاد دیجیتال با وجود ظرفیت‌های بی‌نظیر انسانی و فناورانه، هنوز نتوانسته به جایگاه واقعی خود برسد. انبوهی از جوان تحصیل‌کرده، آشنا به فناوری و تشنه تجربه‌های نو، می‌توانند با تکیه بر دانش و خلاقیت خود موتور محرک اقتصاد باشند. تجربه‌های موفق استارت‌آپ‌های داخلی نیز نشان داده است، توان تبدیل‌شدن به بازیگر منطقه‌ای وجود دارد. با این حال، بسیاری از فعالان این حوزه بر یک مانع مشترک یعنی تعارض منافع میان ساختار‌های سنتی و نوآورانه تأکید دارند. به‌زعم آنان، اقتصاد دیجیتال بیش از آن‌که با کمبود منابع یا فقدان ایده روبه‌رو باشد، از فشار گروه‌هایی آسیب می‌بیند که بقای خود را در گرو جلوگیری از تغییر می‌دانند. بانک‌ها در برابر فین‌تک‌ها، صنف‌های سنتی در برابر پلتفرم‌های خدماتی و برخی نهاد‌های دولتی در برابر استارت‌آپ‌های نوآور، نمونه‌هایی از این رویارویی‌اند. در چنین شرایطی، سیاستگذار به جای تنظیم‌گری منصفانه و حمایت از نوآوری، اغلب جانب ساختار‌های قدیمی را گرفته و مسیر توسعه را تنگ‌تر کرده است. پیامد این وضعیت، عقب‌ماندن از رقابت منطقه‌ای و بین‌المللی است. در حالی که کشور‌های همسایه با اصلاح قوانین و جذب سرمایه خارجی، به قطب‌های صادرات خدمات دیجیتال بدل می‌شوند، در ایران ما بسیاری از سرمایه‌گذاران محتاط‌تر شده و بخشی از نیرو‌های جوان به مهاجرت می‌اندیشند. آیا اقتصاد دیجیتال همچنان در حصار تعارض منافع باقی خواهد ماند یا می‌توان با تصمیم‌های شجاعانه، آن را به مسیر رشد و صادرات هدایت کرد؟

اقتصاد دیجیتال در جهان امروز دیگر یک انتخاب حاشیه‌ای نیست؛ بخش بزرگی از رشد اقتصادی و اشتغال کشور‌ها بر پایه فناوری‌های نوین و پلتفرم‌های اینترنتی شکل می‌گیرد. در بسیاری از کشورها، اقتصاد دیجیتال موتور اصلی صادرات خدمات و کالا شده و فرصت‌های تازه‌ای برای جوانان به وجود آورده است. ایران هم در ظاهر چیزی کم ندارد؛ جمعیت جوان، تحصیل‌کرده، آشنا به فناوری و مشتاق نوآوری. اما با وجود این ظرفیت عظیم، هنوز نتوانسته‌ایم اقتصاد دیجیتال را به جایگاه واقعی‌اش برسانیم. اگر می‌پرسیم چرا؟ پاسخ بسیاری از فعالان این حوزه در یک جمله خلاصه می‌شود؛ تعارض منافع.

واقعیت این است که نسل جدیدی از کارآفرینان ایرانی در سال‌های اخیر نشان داده‌اند؛ توانایی ایجاد کسب‌وکار‌های بزرگ و حتی حضور در بازار منطقه را دارند. اپلیکیشن‌های خدماتی، فروشگاه‌های آنلاین، پلتفرم‌های آموزشی و فین‌تک‌ها در مدت کوتاهی توانستند رفتار مصرف‌کننده ایرانی را تغییر دهند و اعتماد عمومی را جلب کنند. این تجربه‌های موفق ثابت کرد، استعداد و توانایی در داخل کشور وجود دارد. اما همان‌طور که بسیاری از کارآفرینان می‌گویند، مسیر حرکت آنان خیلی زود با دیواری بلند روبه‌رو شد؛ دیواری که از جنس رقابت سالم نبود، بلکه از جنس منافع گروه‌هایی بود که نمی‌خواستند؛ جایگاه سنتی خود را از دست بدهند.

در حوزه خدمات مالی، فین‌تک‌ها تلاش کردند خدماتی سریع‌تر و ارزان‌تر ارائه دهند. اما بانک‌ها و مؤسسات مالی سنتی که نفوذ زیادی در فرآیند‌های تصمیم‌گیری دارند، با وضع محدودیت‌ها و فشار‌های مقرراتی، این روند را متوقف کردند. در بخش حمل‌ونقل، تاکسی‌های اینترنتی با استقبال گسترده مردم مواجه شدند، اما صنف‌های سنتی بار‌ها تلاش کردند فعالیت آنها را محدود یا متوقف کنند. در حوزه‌های دیگر نیز نمونه‌های مشابه فراوان است. هر بار که یک کسب‌وکار دیجیتال قصد دارد تغییری ایجاد کند، منافع گروهی دیگر به خطر می‌افتد و نتیجه، اعمال فشار برای جلوگیری از رشد نوآوران است.

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *