بخش سوم فیلم «لانتوری» که به بعد از اسیدپاشی برمیگردد، ضعیفترین و بدترین بخش فیلم است. میتوان آن را یک ملودرام رقتانگیز یا یک اثر رئالیستی رادیکال تلقی کرد.
به گزارش سوره سینما، فیلم سینمایی «لانتوری» با دستمایه قراردادن معضل اجتماعی اسیدپاشی به نمایش درآمده است . فیلمی که بدون تحلیل درست از شخصیت اصلی و علل اسیدپاشی این معضل را تنها دستمایهای برای نمایش پردرد و رنج قصاص قرارداده است. بسیاری کارشناسان و صاحب نظران حوزه اجتماعی از این که معضلی اجتماعی دستمایه فیلم قرار گرفته و بدون توجه به این آسیب و مشکلات و بحران های روحی – روانی که برای افراد ایجاد می شود تنها این معضل به درام داستان کمک می کند. این امر و بی توجهی فیلمساز به این معضل جامعه دکتر الستی را به انتقاد در نوع ارایه درست این معضل در جشنواره سلامت واداشت که بازیگر فیلم تاب تحمل نقد فیلم را نداشت و جلسه را ترک کرد. دکتر پرویز اجلالی دبیر گروه سینما و تلویزیون انجمن جامعه شناسی ایران در نقدی که برای مجله ۲۴ نوشته به عدم توجه فیلمساز به ارایه تصویر درست از این معضل اشاره دارد که متن کامل آن در پی می آید:
لانتوری به عنوان یک فیلم سینمایی به اندازه کافی جذاب هست. ریتم تند و تغییر مکرر نوع روایت از سوبژکتیو به ابژکتیو و روایت و تحلیل ماجرا از دیدگاه شخصیتهای گوناگون، بیان حوادث یک دوره طولانی در حداقل زمان با استفاده از همین تاکتیک و جای دادن اظهارنظر چند راوی که از منظرهای گوناگون درباره وقایع فیلم میگویند؛ ایجاد تعلیق، شگفتی و حتی مشمئزکنندگی با نشان دادن بیپروای خشونت و چهره داغشان شده اسید خورده. همه این عناصر تماشاگر را متحیر و به فیلم جذب میکند. درباره ارزشی هنری این تاکتیکها منقتدان فیلم اظهارنظر خواهند کرد؛ آنچه من میتوانم اضافه کنم سختی چند درباره رابطه مدعاهای فیلم با واقعیات است.
