تا صبحِ یک جشن بزرگ؛ روایت برپایی جشن ۱۰کیلومتری عید غدیر در شام آخر

پیش از آنکه جمعیت در خیابان‌ها جاری شود و شهر رنگ جشن بگیرد، شبی هست که در آن عده‌ای بیدار مانده اند تا فردایی شاد را بسازند.

۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۳۴
۱۴ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۳۴
تا صبحِ یک جشن بزرگ؛ روایت برپایی جشن ۱۰کیلومتری عید غدیر در شام آخر

پیش از آنکه جمعیت در خیابان‌ها جاری شود و شهر رنگ جشن بگیرد، شبی هست که در آن عده‌ای بیدار مانده اند تا فردایی شاد را بسازند.

خبرگزاری مهر_ محمدحسین سیف الهی مقدم؛ شب عید غدیر است. هنوز شور و شادی فردا نرسیده اما شهر انگار از تقویم جلوتر حرکت می‌کند. تهران در ظاهر آرام است؛ مغازه‌ها یکی‌یکی کرکره‌ها را پایین کشیده‌اند، خانواده‌ها در خانه‌هایشان هستند، صدای تلویزیون از پنجره‌های نیمه‌باز بیرون می‌آید. اما زیر این آرامش، چیزی در جریان است. فردا از ساعت ۱۵ قرار است مهمانی ده کیلومتری از میدان امام حسین(ع) تا میدان آزادی برگزار شود؛ مسیری طولانی که قرار است پر از غرفه‌های پذیرایی، ایستگاه‌های فرهنگی، برنامه‌های شاد، شهربازی کودک آدم‌هایی بیدارند. تلفن‌هایی هنوز قطع نشده‌اند.

فردا مردم می‌آیند، راه می‌روند، می‌خندند، غذا می‌خورند و عکس می‌گیرند. شاید هیچ‌کدامشان ندانند امشب در یک ساختمان چند طبقه چه گذشته است. اما من دیده‌ام که این جشن، فقط یک برنامه چندساعته نیست؛ حاصل شب‌هایی است که آدم‌ها خستگی را کنار می‌گذارند و می‌گویند «وقت نداریم» و باز هم ادامه می‌دهند.

کد مطلب 6849757


محمدحسین سیف اللهی مقدم

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری