
دنیای پر زرق و برق تئاتر، جایی که خلاقیت و هنر با هیجان و امید توام میشود، یک واقعیت غیرقابل انکار در حال شکلگیری است: بحران اقتصادی. تهیهکنندگان و کارگردانانی که به امید جذب مخاطب و فروش بلیط، پروژههای بزرگ را راهاندازی میکنند، با چالشهای مالی جدیای مواجه میشوند که میتواند تبعاتی فراتر از عرصه هنر داشته باشد.
اقتصاد هنرهای نمایشی که همواره به دلایل عدیدهای چون افزایش هزینههای تولید اثر، عدم سبد تبلیغاتی مناسب، عدم نهادینه شدن فرهنگ تماشای تئاتر در میان مخاطبین عام و… در شرایط عادی با بحرانهای مالی همواره دست و پنجه نرم میکرد اکنون و پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به نظر میرسد که شرایط وخیمتری را تجربه خواهد کرد.
پیش از این بسیاری از فعالان این هنر با خیالی آسوده و آرزوی موفقیت، قراردادهایی با عوامل و هنرمندان امضا میکردند. اما ناتوانی در پیشبینی وضعیت واقعی بازار و هزینههای سرسامآور تولید به ویژه پس از پیدایش کرونا آنها را به ورطه بدهی کشاند. آمارها نشان میدهند که در سالهای اخیر، تعداد آثار تئاتری که ناشرین و تهیهکنندگان آنها نتوانستهاند هزینههای تولید را پوشش دهند، به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
