کامیونها پشت مرز میمانند؛ نه ساعتها، که روزها و گاهی هفتهها. واردکنندهای که باید مواد اولیه را به خط تولید برساند، با صورتحسابهایی روبهرو میشود که با هر روز معطلی بزرگتر میشوند.
رانندهای که قرار بود مسیر را برود و برگردد، در صفی فرساینده قفل میشودو…. این فقط یک روایت مرزی نیست؛ نشانه ای است از این که در لحظهای که «تابآوری» به زبان بیپرده جنگ تبدیل شده و کریدورها نقش خطوط پشتیبانی اقتصاد را بازی میکنند، هنوز احتمالا مدیریت لجستیک کشور با «رویههای زمان صلح» جلو میرود. سوال ساده است: اگر جنوب زیر فشار است و باید روی مرزها و مسیرهای دیگر حساب کرد، چرا خبرها حاکی از آن است که گاه همان مرزها به گلوگاه تبدیل میشوند.
چالش توقف ۲۰ روزه کامیون ها در مرز
منان رئیسی یکی از اعضای کمیسیون عمران مجلس اخیراً از معطلیهای «دو به زنجیره ارزش وصل شود: پایانههای لجستیکی واقعی، پردازش و بستهبندی، خدمات فنی، مناطق ویژه کارآمد و پیوند با تولید و صادرات غیرنفتی. در غیر این صورت، اقتصاد فقط عوارض عبور میگیرد و فرصتهای بزرگتر را از دست میدهد.
گلوگاه کجاست؟
جمعبندی واقعبینانه این است که «انفعال کریدوری» کنونی یک خطای منفرد نیست؛ حاصل ترکیب چند ضعف مزمن است: نبود راهبرد ملی یکپارچه، ناهماهنگی بین دستگاهها، کمبود زیرساخت در حلقههای کلیدی و واکنش دیرهنگام به رقابت کریدوری. تا وقتی در شرایط فشار، هر دستگاه ساز خودش را بزند، نتیجه همان چیزی است که در مرز دیده میشود: صف کامیون، هزینههای فزاینده و خروج تدریجی تجارت.اگر قرار است تحولی رخ دهد، تغییر نگاه یک گام اساسی است: از «مسیر» به «سیستم». یعنی بندر، ریل، جاده، گمرک، بیمه، استاندارد، دیجیتالسازی، پایانهها، فرماندهی واحد و اتصال به تولید و صادرات.در غیر این صورت، کشور در لحظهای که کریدورها زبان جنگ پیدا کردهاند، همچنان با رویههای زمان صلح اداره میشود و این شکاف همان گلوگاهی است که هزینهاش را کل اقتصاد میپردازد./ خراسان
