در «دولت‌شهر تنها»، شایعه از گلوله خطرناک‌تر است

«دولت‌شهر تنها» نوشته محمد قائم‌خانی با روایت داستان‌هایی در روستاهای کردنشین و محله‌های تهران، جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن شایعه و قضاوت، بیش از حقیقت بر زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد.

۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۸
۹ خرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۸
در «دولت‌شهر تنها»، شایعه از گلوله خطرناک‌تر است

«دولت‌شهر تنها» نوشته محمد قائم‌خانی با روایت داستان‌هایی در روستاهای کردنشین و محله‌های تهران، جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در آن شایعه و قضاوت، بیش از حقیقت بر زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد.

به گزارش خبرنگار مهر، در بسیاری از داستان‌ها، بحران از جایی آغاز می‌شود که شخصیت‌ها میان خیر و شر، درست و غلط یا حقیقت و دروغ قرار می‌گیرند؛ اما در کتاب «دولت‌شهر تنها» ماجرا پیچیده‌تر از این دوگانه‌های آشناست. این‌جا آدم‌ها نه فقط میان خوبی و بدی، بلکه میان آبرو و ایمان، منفعت و عدالت، آینده فردی و مسئولیت جمعی گرفتار می‌شوند. جهان داستانی این کتاب، جهانی است که در آن حتی خواب دیدن، شنیدن یک شایعه، خواندن یک خطبه یا نگه‌داری از یک پایگاه گردشگری می‌تواند سرنوشت آدم‌ها را تغییر دهد.

ما هم نمی‌دیدیم. من صبح تا شب، فقط طناب‌دار را می‌دیدم که می‌افتد دور گردنش که بکشند و خلاص. پدر و مادر من هم جز این حرفی نداشتند. مادری که دسته گلی مثل ناصر را سر هیچ و پوچ از دست بدهد، چه حالی جز ناله و زاری دارد؟ مگر خون ناصر گذشتنی بود؟

کتاب «دولت‌شهر تنها» نوشته محمدقائم‌خانی در ۱۶۰صفحه در انتشارات مهرستان منتشر شده است.

کد مطلب 6843211


زهرا اسكندری

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری