
گفتگو با مردی که با تلسکوپش به روستاها و شهرهای محروم از امکانات سفر میکند تا سهم شان از تماشای زیباییهای آسمان را به آنها برگرداند
به گزارش مجله خبری نگار، «بچه که بودم، شبهای تابستان همه زیر طاق آسمان سپری میشد. منتظر بودیم مدرسه تعطیل شود تا راهی روستای پدری شویم، جایی نزدیکی طالقان با آسمانی که آلودگی نوری دستش به آن نرسیدهبود. روی پشتبام که دراز میکشیدیم، ستارهها انگار یک وجب از ما فاصله داشتند. دلم میخواست بفهمم آن بالا چه خبر است، اما راهی نداشتم جز یک کتاب «عصر فضا» که هدیهای ازطرف عمویم بود و یک دوربین تکچشمی که با آن ماه را تماشا میکردم. آرزو داشتم یک تلسکوپ بزرگ داشتهباشم تا هم خودم سر از آسمان دربیاورم و هم زیباییهایش را به دیگران نشان بدهم. حالا این آرزو برآورده شدهاست.»
