ترامپ در حال حاضر در شرایطی قرار دارد که باید میان واقعیتهای سخت اقتصادی و سیاسی و تلاش برای حفظ روایت پیروزی مقابل ایران، یکی را انتخاب کند.
دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، در ماههای پس از جنگ چهلروزه با ایران تلاش گستردهای را آغاز کرده تا از یک شکست راهبردی، روایتی پیروزمندانه برای افکار عمومی داخلی و خارجی بسازد. اما واقعیتهای میدانی، هزینههای اقتصادی و واکنش رسانهها و نخبگان سیاسی آمریکا نشان میدهد این روایتسازی نه تنها موفق نبوده، بلکه به تشدید شکافهای داخلی در آمریکا نیز منجر شده است.
در نگاه کاخ سفید، جنگی که با هدف تضعیف توان منطقهای ایران آغاز شده بود، قرار بود به نمایش قدرت آمریکا و بازتثبیت هژمونی آن در غرب آسیا تبدیل شود. اما آنچه در عمل رخ داد، فرسایش سیاسی، افزایش هزینههای اقتصادی و شکلگ بازنگری کنند.
در سطح کلانتر، این تحولات نشان میدهد که سیاست خارجی تهاجمی و مبتنی بر درگیری نظامی، دیگر مانند گذشته نمیتواند بدون هزینههای سنگین داخلی ادامه یابد. جامعه آمریکا نسبت به پیامدهای اقتصادی جنگها حساستر شده و تحمل کمتری در برابر ماجراجوییهای خارجی از خود نشان میدهد.
جمع بندی
در نهایت، جنگ چهلروزه با ایران، نه تنها به اهداف اعلامی خود نرسید، بلکه به نقطهای برای تشدید بحران داخلی در آمریکا تبدیل شد. ترامپ اکنون در شرایطی قرار دارد که باید میان واقعیتهای سخت اقتصادی و سیاسی و تلاش برای حفظ روایت پیروزی، یکی را انتخاب کند؛ انتخابی که هر دو مسیر آن، هزینههای سنگینی برای دولت او به همراه خواهد داشت.
آنچه امروز بیش از هر چیز آشکار شده، این است که میدان جنگ تنها در جغرافیای خاورمیانه تعیین تکلیف نمیشود، بلکه پیامدهای آن به قلب سیاست و اقتصاد آمریکا نیز بازگشته است؛ جایی که روایت پیروزی دیگر به سادگی قابل ساختن نیست و واقعیتها دیر یا زود خود را بر آن تحمیل میکنند.
