تعدیل در مطبوعات؛ بحران ویژه یا سرنوشت مشترک اقتصادی؟

واقعیت این است که رسانه و مطبوعات در ایران، برخلاف بسیاری از کسب‌وکار‌های دیگر، همواره فقط یک فعالیت اقتصادی تلقی نشده است. این حوزه طی دهه‌های گذشته به شکل تاریخی تحت نوعی نگاه امنیتی و سیاسی قرار داشته است. توقیف رسانه‌ها، محدودیت‌های حقوقی، پرونده‌های قضایی برای روزنامه‌نگاران، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، فشار‌های نظارتی و نااطمینانی دائمی نسبت به آینده، بخشی از تجربه حرفه‌ای کار رسانه‌ای در ایران بوده است؛ تجربه‌ای که بسیاری از صنوف دیگر هرگز در این ابعاد با آن مواجه نبوده‌اند.

تعدیل در مطبوعات؛ بحران ویژه یا سرنوشت مشترک اقتصادی؟

دوشنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ – ۱۶:۴۷

فشار‌های اقتصادی و تعدیل نیرو در رسانه‌ها و مطبوعات طی ماه‌های اخیر، این پرسش را دوباره مطرح کرده است که آیا باید وضعیت رسانه‌ها را اساساً متفاوت از سایر بنگاه‌های اقتصادی تحلیل کرد یا نه؟ آیا آنچه امروز بر رسانه‌ها می‌گذرد، پدیده‌ای ویژه و منحصر به این حوزه است یا بخشی از بحران عمومی اقتصاد ایران که تقریباً همه صنوف و کسب‌وکار‌ها را درگیر کرده است؟ پاسخ واقع‌بینانه احتمالاً جایی میان این دو نگاه قرار دارد؛ یعنی هم باید به ویژگی‌های متمایزکننده رسانه توجه داشت و هم از اغراق در استثنایی‌دیدن آن پرهیز کرد.

واقعیت این است که رسانه و مطبوعات در ایران، برخلاف بسیاری از کسب‌وکار‌های دیگر، همواره فقط یک فعالیت اقتصادی تلقی نشده است. این حوزه طی دهه‌های گذشته به شکل تاریخی تحت نوعی نگاه امنیتی واریخی فشار‌های سیاسی و امنیتی و آسیب‌پذیری مضاعف آنهاست؛ اما وجه مشابهت‌شان در این است که آنها نیز نهایتاً بخشی از اقتصاد کشورند و از همان رکود، نااطمینانی و بحران فراگیری تأثیر می‌پذیرند که سایر صنوف و کسب‌وکار‌ها را تحت فشار قرار داده است.

شاید خطای تحلیلی آن باشد که رسانه را یا صرفاً یک نهاد متاثر از فشار‌های سیاسی و امنیتی ببینیم، یا کاملاً مانند هر کسب‌وکار دیگری. واقعیت این است که رسانه در ایران هم‌زمان هر دو وجه را دارد: هم نهادی با حساسیت سیاسی و تاریخی ویژه، و هم بنگاهی اقتصادی که ناگزیر از تبعیت از قواعد سخت و فرساینده اقتصاد امروز ایران است.

احسان بداغی

روزنامه نگار

منبع :بازارکار جهاد دانشگاهی

اشتراک‌گذاری