
اقتصاد۲۴-یکی از متفکرانی که در ایران، همواره از اقتصاد دستوری -در معنای غلبه استانداردfiat – تبری جسته و بر پیروان این ایده نهیب زده، دکتر موسی غنینژاد است. این متفکر و اقتصاددان ایرانی، بیش از چهاردهه درباره غلبه رویکردهای اقتصاد دستوری و ثمرات ویرانگر و تالیهای فاسدش بر شئون زیست اجتماعی شهروندان، انذار داده و ابربحرانهایی را که از پیامدهای طبیعی این رویکرد بود، پیش از وقوع برای سیاستگذاران و مردم به تصویر کشیده است.
مشروح گفتوگو با موسی غنینژاد، اقتصاددان، متفکر و استاد دانشگاه در پی میآید.
شما دهههاست که درباره تبعات اقتصاد دستوری در کشور هشدار میدهید و بدون اینکه دولتها التفاتی به این هشدارها نشان دهند، همواره بهعنوان یک ناظر بیرونی این تلنگرها را وارد آورهاید. بهعنوان یک ناظر تاریخاندیش در حوزه اقتصاد، آیا میسر است که خط سرآغازی برای پدیدار شدن اقتصاد دستوری در افق اقتصاد ایران معرفی کنید؟ آغاز اقتصاد دستوری در ایران چه زمانی بود؟ آیا میتوانیم آن را به دوره قاجار و پهلوی نسبت دهیم یا در عصر حاضر باید در پی یافتن این لحظه غبارآلود باشیم؟
این اصطلاح مفهوم جدیدی است. پیش از این از اصطلاح اقتصاد دستوری استفاده نمیشد و به آن اقتصاد دولتی میگفتند. نهاد دولت در اقتصاد مداخله میکند؛ زیرا متولیان دولتی بر این باورند که بازار بهدرستی کار نمیکند و این باور بسیار قدیمی است و در ایران اگر بخواهیم دوران جدید را در نظر بگیریم، این رویکرد در دوران رضاشاه نسبت به این مساله وجود داشته، اما به این صورت که اکنون در ایران به آن گرفتار هستیم، نبوده است.
