
به گزارش مجله خبری نگار، «گوزنهای اتوبان» از آن دست فیلمهایی است که گمان میکند اگر از موضوعات داغ روز مثل اینفلوئنسرها و بلاگرها حرف بزند، خودبهخود به سینمای اجتماعی تعلق پیدا میکند؛ اما نتیجه دقیقاً برعکس است. این فیلم با دست گذاشتن روی دمدستیترین شکل معاصر بودن، از درک اجتماعی تهی است. انگار فیلمساز تصور کرده صرف نمایش حضور یک بلاگر جلوی دوربین و چند دیالوگ درباره فضای مجازی میتواند زیست امروزی بسازد و تحلیلی اجتماعی داشته باشد. در واقع، فیلم بهجای نقد جامعه دروغین و ساختگی مجازی، خودش به یکی از نمونههای همان دروغ بدل شده است. همهچیز در آن وانمودی است بیپشتوانه؛ از نگاه ول دوربین تا روایت بیتعهد به خودش. نتیجه فیلمی که ادعای بیدار کردن ما را دارد، خودش در خواب خوش سطحینگری غرق شده است. بزرگترین نشانه این جفت پوچ بازیکردن فیلمساز، دو سکانس بهاصطلاح اروتیکی است که میان نوید پورفرج و الناز شاکردوست گنجانده شده؛ سکانسهایی که نه از دل موقعیت میآیند، نه دراماتیک هستند، نه در ساختار روایی نقشی دارند. تنها کارکردشان این است که حفره عاطفی فیلم را با تحریک بصری پُر کنند، اما همین تصمیم دستخالی فیلمساز را رو میکند. نگاه او به بدن و میل، همان نگاه تقلیلگرای فیلمفارسیهای سطح پایین است، نه ابزار تحلیل قدرت یا شناخت موقعیت انسان معاصر. کارگردان خیال کرده میتواند با این صحنهها فیلم را جسور جلوه دهد، درحالیکه این جسارت نیست؛ درماندگی است.
