کفاشیان بازی را بلد است. او استاد بلامنازع همه مجامع است برای همین
است که به منتقدانش در هیات رئیسه پالس روشن می دهد:« اگر قرار به رفتن من
باشد ، همه اعضای هیات رئیسه با هم می روند. » او این جمله را به روزنامه
اعتماد می گوید . روی سخنش هم به فریده شجاعی ، عزیزی خادم ، بهروان و در
پس این ها ، مهدی تاج است که هر لحظه حلقه فشار به او را تنگ و تنگتر می
کند. کفاشیان که حالا در آستانه سفر آسیایی اش این اتفاق را خنجر از پشت به
منافع ملی فوتبال ایران می داند. اینکه درحالی که او در یک قدمی نایب
رئیسی آسیا نشسته اما پشتش را از تهران خالی می کنند. شاید تنها کافی است
رقیب ازبکستانی اش و منتقدان همیشگی ایران در کشورهای عربی پی به فشارها
ببرند ، او شانسش برای رسیدن به کرسی آسیایی به شدت کاهش پیدا می کند.
اینکه چرا باید آسیایی ها به کسی رای دهند که در کشورش اعتبارش را از دست
داده و مهره سوخته است. این یعنی فوتبال ملی ایران 4 سال دیگر در حسرت کرسی
مهم آسیایی می سوزد جایگاهی که اگر کسب شود بعد از دوره کوتاه ریاست
کامبیز آتابای بر ریاست کنفدراسیون فوتبال آسیا در سال های منتهی به پیروزی
انقلاب اسلامی ، مهمترین کرسی تاریخ فوتبال ایران در نهاد های بین المللی
می شود. البته با این تفاوت که کفاشیان یکی از دل نظام است.
او با همه
ایرادهای مدیریتی و سیستم معیوب فدراسیونش در 7 ساله گذشته توانسته به
جایگاه قابل اتکایی در فوتبال آسیا دست یابد. فوتبال ملی او همین حالا
فوتبال اول رنکینگ آسیاست و برای انتخابات آسیایی حداقل 23 رای در دست
دارد. اینکه او مناسبات آسیایی را به خوبی شناخته . اینکه توانسته با شرق
آسیایی ها طوری تعامل کند که ایران ، کره و ژاپن بتوانند به عنوان 3 قطب
بزرگ فوتبال آسیا در انتخابات پیش رو به حقی مشخص برسند و 3 کرسی از 5 کرسی
نایب رئیسی را از آن خود کنند در حالی که دو کرسی باقی مانده بین اعراب
تقسیم خواهد شد ، خیزی بلند از سوی کفاشیان است. کفاشیانی که به عکس
همتایانش پولی هم ندارد که هزینه کمپین های تبلیغاتی کند.
