«غروب در دیاری غریب» افسانه‌ها را واژگون می‌کند؛ دیو واقعی انسان است!

نمایشنامه «غروب در دیاری غریب» با انتقاد از قضاوت افسانه‌ها درباره افراد و تغییر جایگاه نقش‌ها از سنت‌های نمایش عروسکی فراتر می‌رود.

۶ خرداد ۱۴۰۵، ۸:۲۵
۶ خرداد ۱۴۰۵، ۸:۲۵
«غروب در دیاری غریب» افسانه‌ها را واژگون می‌کند؛ دیو واقعی انسان است!

نمایشنامه «غروب در دیاری غریب» با انتقاد از قضاوت افسانه‌ها درباره افراد و تغییر جایگاه نقش‌ها از سنت‌های نمایش عروسکی فراتر می‌رود.

خبرگزاری مهر-گروه هنر-سجاد خیامی؛ بهرام بیضایی نمایشنامه‌نویس و کارگردان برجسته ایرانی بود که پنجم دی ۱۴۰۴ همزمان با زادروز هشتاد و هفت سالگی‌اش درگذشت. بیضایی در سال‌ها آفرینش و کوشش هنری خود نمایشنامه‌های مختلفی چون «مرگ یزدگرد»، «سهراب‌کشی»، «آرش»، «شب هزار و یکم»، «مجلس شبیه در ذکر مصائب استاد نوید ماکان و همسرش مهندس رخشید فرزین»، «مجلس ضربت‌زدن»، «کارنامه بندار بیدخش»، «افرا»، «ندبه» و … را به نگارش درآورد و روی صحنه برد. او همچنین در سینما نیز آثار مانداو را از شهر تبعید کرده است اما مردم شهر به جای همراهی و کمک به او درباره‌اش افسانه ساخته‌اند و او را دیو خوانده‌اند. شخصیت سیاه که به دختر کمک می‌کنند کسی است که در برخی دیالوگ‌ها از تیرگی‌ها و ستم شهر سخن می‌گوید.

بیضایی در این نمایشنامه از زبانی نزدیک به همان زبان مرسوم نمایش‌های عروسکی استفاده کرده است و تا دو سوم پایانی، نمایش نیز مطابق همان سنت نمایش‌های عروسکی پیش می‌رود اما آشکار شدن حقیقت دیو و حقیقت مرشد مخاطب را غافلگیر می‌کند؛ غافلگیری‌ای که دیو راستین و دیو دروغین را از هم تمییز می‌دهد. نه آن موجود سیاه‌چهره دیو بود و نه عروسک‌هایی که قلبی از مقوا دارند و چوب. دیو واقعی، یگانه انسان نمایش بود.

کد مطلب 6812919

منبع  : خبرگزاری مهر

اشتراک‌گذاری