در این گزارش می خوانیم: وقتی فیلم افتتاحیه سی و دومین جشنواره بینالمللی فیلم فجر بر پرده رفت، لب هایم شروع به لرزیدن کرد و اشک از صورتم فروغلتید. خانمی که سمت راستم نشسته بود نگاهی به من کرد انگار داشت می گفت: «می دانی فیلم شروع نشده، درسته ؟» بله، می دانم، اما نمی توانم کاری بکنم. نمی توانم باور کنم که زنده ام تا یک جشنواره دیگر فجر را پس از سالها سکوت ببینم.
این گزارشگر (که نام او ذکر نشده) از بزرگ شدن خودش با این فستیوال نوشته است. این که هر سال از دبیرستان راهی سینما می شد و در صف های دراز می ایستاد و با دیگر منتظران دوست می شد و درباره فیلم ها بحث می کرد.
