تاریخ ۴۰ سالهی انقلاب اسلامی همواره نشانگر سیر توطئههای دولت آمریکا علیه ملت ایران و جمهوری اسلامی بوده است. امروز و در آستانهی جشن چهل سالگی انقلاب نیز آمریکاییها با طرح موضوعاتی چون «تابستان داغ»، نوعی جنگ روانی با رویکرد براندازی نظام اسلامی و شکست ملت ایران را در کنار طراحی همهجانبهی اقتصادی و امنیتی دنبال میکنند.
نگاهی به توطئهی خطرناک آمریکاییها در سال ۸۲ و برخی رویکردهای غلط دربارهی گره زدن مسائل اقتصادی و معیشتی با مسائل حوزهی سیاست خارجی و تصمیمات دولتهای بیگانه، از نکات خواندنی مطرحشده در این گفتگو است.
رهبر انقلاب اسلامی در بیاناتی که پیرامون نقشهی راه آمریکاییها علیه ملت ایران داشتند، دو محور «تحریمهای همهجانبهی اقتصادی» و «اقدامات ضد امنیتی» را بهعنوان راهبردهای اصلی دشمن مطرح و در همین زمینه به طرح کلیدواژهی «تابستان داغ» از سوی دشمن اشاره کردند. تبیین شما از جزئیات این نقشهی دشمن و مصادیق آن چیست؟
یک آرزوی چهل سالهای را آمریکاییها در ذهن و دل خودشان پروردهاند و علیالدوام این آرزو را از دست ندادهاند و با خودشان داشتهاند؛ منتها در مقاطعی بسته به مهیا بودن شرایط، سعی کردهاند برای تحقق این آرزو، برنامهای را هم همراه و ضمیمه بکنند و درحقیقت یک طراحی توطئه کردند. از همان اوایل مثلاً در سال نخست بعد از پیروزی انقلاب، یکی دو مورد تلاش برای کودتا از سوی آمریکاییها صورت گرفت که ناکام ماند. دلیل ناکام بودنش هم این بود که این آرزو در مرحلهی تحقق، با محاسبات درست همراه نبود؛ یعنی طراحیهایشان مبتنی بر واقعیات جامعهی ایرانی و اسلامی ما نبود.
برای اینکه این اتفاق بهاصطلاح «تابستان داغ» که مدنظر آنها بود محقق بشود، (که البته این عنوان هم خودش تکراری است؛ یعنی همین تعبیر را آنها سالهای قبل هم به کار برده بودند)، برای اینکه این طرح آنها محقق بشود، یعنی ایجاد آشوب در داخل کشور و درحقیقت سوار شدن آنها بر آن امواج آشوب، چند عامل باید دست به دست هم میداد. آنچه همیشه موجود بود، آرزوی پلید آمریکاییها و در واقع آن اراده و انگیزههای ابتدایی آنها بود. اما آنها برای این آرزو، توطئه هم طراحی کردند و عناصری را از جانب خودشان مهیا کردند؛ یعنی کسانی را برانگیخته بودند برای اینکه این طراحی بتواند در مقام اجرا موفق بشود. بخشی از این عناصر، همان دشمنان بیرونی و ضد انقلاب بیرونی هستند که بعضاً در محیط داخلی تأثیرگذار هستند. بعضیشان هم شرکای آمریکا هستند، مثل بعضی کشورهای منطقه، از رژیم پلید صهیونیستی گرفته تا رژیمهای مرتجعی مثل عربستان و بعضی مشابههای او؛ اینها هم کارهایی را ساماندهی کرده بودند و عناصری را به کار گرفته بودند و گروهکهایی را تجهیز کرده بودند و به آنها پرداختهای سنگین مالی داشتند؛ در واقع برای اینکه این اتفاق بتواند در جهت ایجاد بلوا و آشوب کاملتر بشود، سازماندهی کرده بودند.
آمریکاییها روی یک عاملی هم حساب کرده بودند و آن اینکه مردم به دلیل تحریمها و فشارهای وارده بر زندگیشان، برای دفاع از نظام بیانگیزه باشند. تصور آنها این بود که فشارهای تحریمی، آن یخهای انجماد نگاه مردم به بیگانه را ذوب میکند و یک نوع دلبستگی به تغییر وضعیت را در مردم ایران حتی اگر به قیمت استقبال از اجنبی باشد، ایجاد میکند.
آمریکاییها روی یک عاملی هم حساب کرده بودند؛ و آن اینکه مردمی که همیشه بهعنوان اصلیترین پشتوانههای نظام روبهروی آنها میایستادند، به دلیل تحریمها و فشارهای وارده بر زندگیشان، برای دفاع از نظام بیانگیزه باشند. تصور آنها این بود که فشارهای تحریمیای که پیش از سال جدید شروع کرده بودند و ابعادش را گستردهتر کرده بودند، آن یخهای انجماد نگاه مردم به بیگانه را ذوب میکند و یک نوع دلبستگی به تغییر وضعیت را در مردم ایران حتی اگر به قیمت استقبال از اجنبی باشد، ایجاد میکند. البته این محاسبه هم مثل همهی این محاسبات چهل سال گذشته غلط بود.
یک عامل دیگر هم این بود که بالاخره در قبال این توطئههایی که آنها طراحی میکنند، در کشور، نهادها و دستگاهها و گروههای نخبهی انقلابیای هم هستند که در جبههی مقابل آنها صفآرایی میکنند. تصور آنها این بود که با ضرباتی که بهلحاظ تبلیغاتی و با عملیات جنگ روانیای که در طول این ماههای گذشته و یک سال گذشته بر حجم و ابعادش افزودند، بهگونهای این جریانات نخبهی مدافع انقلاب را، هم در نهادهای رسمی و هم در شبکههای مردمیاش توانسته باشند خنثی بکنند؛ بهگونهای که اینها کارایی و کارآمدی برای مقابله با توطئههای آنها را هم نداشته باشند.
