
در فرهنگ حکمرانی ایرانی هرگاه با پدیدهای پیچیده یا مجموعهای از چالشها روبرو میشویم، راهحل نخست، «تشکیل ستاد» است.
یادداشت مهمان – حامد نیکونهاد، عضو هیئت علمی دانشگاه شهیدبهشتی؛ این رویکرد، که در مواجهه با بسیاری از مسائل گرفته شده است، در حوزه خطیر «فضای مجازی» نیز خود را نشان داده است. «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» مصداق بارز این رویکرد است؛ ساختاری که ظاهراً برای ایجاد هماهنگی در حوزهای چندوجهی و حل موازیکاریها و تشتت در میان دستگاههای متعدد، بنیان نهاده شده است.
اما پرسشِ اساسی که مطرح است، این است که آیا مسئله صرفاً «کمبودِ ستاد» است، یا اینکه «جایگاهِ حقوقی و معماری کلان نهادی» در این حوزه، خود نیازمند و نه با تفسیرهای موسع از اختیارات، بلکه با «پایبندی دقیق به نظم حقوقی موجود» و «تقویت نهادهای تخصصیِ مصوب و فراقوهای» در این حوزه حاصل میشود.
با این حال اما، پرسش اساسی و بیپاسخ همچنان پابرجاست: «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» دقیقاً بر کدام مبنای حقوقیِ مستحکم شکل گرفته و این حکم، با استناد به کدام مصوبه رسمی و با کدام اختیار قانونی مصرح صادر شده است؟ پاسخِ روشن و شفاف به همین پرسش ساده، نه تنها بسیاری از ابهامات امروز را برطرف خواهد کرد، بلکه گامی اساسی در جهت بازگرداندن فضای مجازی به مسیر «حکمرانیِ مقتدر، منسجم و مبتنی بر قانون» خواهد بود و از تبدیل آن به «بستر امن جنگ ترکیبی دشمن» جلوگیری خواهد کرد.
