کن ۲۰۲۶، از پرده تا پیادهرو
سینماسینما، نگین کیانفر، جشنواره فیلم کن
یک روز پیش از شروع جشنواره به کن رسیدم. دلم نمیخواست روز اول جشنواره صرف جستجوی محل اقامت و پیدا کردن فضاهای متنوع محل برگزاری جشنواره شود، میخواستم پیشاپیش دل به دل شهر بدهم و با حال و هوای محیط آشنا شوم. قابل تصور بود که نوار ساحلی به سمت محل برگزاری جشنواره شلوغ باشد و مردم برای ورود به رستورانهای لب دریا یا جلوی دکههای بستنیفروشی در صف منتظر باشند اما تصور اینکه در شبهای پیش رو با چه ازدحامی قرار است مواجه شوم غیرممکن بود. سر شب حتی یک میز خالی در کافههای ساحلی یا رستورانهای بلوار کروازت دیده نمیشد و خانمها و آقایانی خوش لباس و آراسته محله را قرق کرده بودند.
رزرو بلیط از چند روز قبل آغاز شده بود و من به سختی موفق شده بودم چند تایی رزرو کنم. برای اولین حضور در جشنواره پایینترین مرتبه کارت برای من صادر شده بود، کارت زرد. هر چند من آن را طلایی میدیدم و همینکه میتوانم در جشنواره حضور پیدا کنم مفتخر بودم. کارت سفید و صورتی در سلسله مراتب کارتها بالاترین جایگاه مطبوعاتی را دارند بعدیاش میمانم.
در راه برگشت در فرودگاه نیس فکر کردم سه چهار فیلم خوب در این جشنواره دیدهام، دو سه فیلم متوسط و بسیار فیلمهای بدی که برخی را نیمهکاره رها کردم. «مینوتار»، «ملاقات»، «فیورد»، «سرزمین پدری» و «بازدید» را حتما دوباره تماشا خواهم کرد، اما بعید میدانم هیچکدام به جعبه کمکهای اولیهام راه پیدا کنند. جعبهای لبالب از شاهکارها که در همه حال برای من همچون درماناند.
با آنها عهد دیگری دارم، در شادی و غم، و در خوشی و ناخوشی.
