دل نوشته های زیبا و متن های عاشقانه برای شبکه های اجتماعی را در این مطلب گردآوری کرده ایم و امیدواریم این متن های دلی زیبا مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.
مهربان و ملایم باش،
به درد و رنج اجازه نده تو را بیزار نماید…
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
و به آوازی گوش میدادم
حال دلت که خوب باشد
حال دلت که خوب باشد
ماندن به پای کسی که دوستش داری
حسین پناهی
خاطره ها
عبور از
اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،
“پس نیکی را بکار،
ﺍﺯ ﮔﺮﻩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﺷﻤﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﻠﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ،
ﮔِﺮِهی ﺑﻪ ﻧﺎﻓﻢ ﺯﺩﻧﺪ، ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ
غزلهایم مشقی از هجرت توست
هدیه ی چشمانت می کنم
چقـدر بغـض کردمـ کنـارم نبـودی
نبـودی ببـینـی چقـدر سـوت و کـورم
و من تو را در بهار
در این دلهره های پیچ در پیچ پیچک ها…
دل شکسته هایم را زیر دوش حمام میبرم…
تا همه فکر کنند…
با دلت حسرت هم صحبتي ام هست ولي
فاضل نظري
حق الناس همیشه پول نیست
دلی که باید بدست می آوردیم
عاقبت دستانمان رو میشود با شعرها
سجاد رشیدیپور
در شب کوچک من؛
گوش کن
همه ی من ، چشمهای معصوم توست
مرا به پاییز عاشقی می برد
چقدر زمان باید بگذرد ؟
در مرور خاطراتم
امروز آنقدر سرگرم
که هیچ فرصتی برای
لحظه ها می روند
و من …
تا وقتی کسی در کنارت هست
گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند
زن ها گاهي اوقات چيزي نميگويند
با نگاهشان حرف ميزنند
ﮔﺎه گاهی که ﺩﻟﻢ میگیرد
بشکن قفلی که ﺩﺭﻭنت ﺩﺍﺭی
بیا برویم
قدم بزنیم
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ …
ﺍﺯ ﺗﻪِ ﻧﺴﺒﺖ ﻫﺎﻯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ …
ديگر آب از سرم گذشته است
ديرتر بيا…
می شود
می شود با یک نارنجی تند
ما میتوانیم
مثل عشق, لذت و محبت…!
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست
اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد،
همه مان افراد معمولی هستیم،
شگفت انگیزیم،
قلبم را چون سکه ای
اما هر سویش
دوست داشتنِ ما دیده نخواهد شد
و
گاهی نداشتن یک حمایتگرِ قوی
حمایتگرِ بهتری برای خودت و دیگران شوی.
حضور تو کافی است
آمدن تو کافیست
دفتر عمر مرا
میتوانی تو به من
خسته،
بی شکیب،
پشت ویترین ساعت فروشی ایستاده بودم، ساعتها رو که نگاه میکردم…
? تو این روزا قدر با هم بودنها را بیشتر بدونیم?
وقتی یک زن موفق را می بینم که
خستگی ناپذیر کار می کند..
اغلب گوشه ی لبش؛
لبخندی نامحسوس وجود دارد..
و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد..
با خود می گویم : ” بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مردِ عاشق دارد! ”
تنها نیرویی عظیم؛ چون عشق، قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد
فدای سرت اگر آنچه میخواستی نشد . اگر چرخ دنیا با چرخ تو نمیچرخد .
تو چایت را بنوش .
روی ایوان خانه مادربزرگت بنشین و با او گپ بزن.
میتوانی غرور را کنار بگذاری و عشق زندگیت را به یک شام دونفره دعوت کنی.
برای پرنده ها دانه بریزی و بعد، از دیدن نوک زدن آنها به دانه های گندم لذت ببری.
میشود دقایقی را برای مادرت کنار بگذاری و چند لحظه را در آغوش او سپری کنی میبینی که چقدر آرامش بخش است.
میشود از زندگی لذت برد .
میشود از ثانیه ها نهایت استفاده را کرد.
مگر چقدر عمر میکنیم که بخواهیم آن را هم صرف سروکله زدن با این و آن بکنیم و از شکل راه رفتن همراهمان تا آبی بودن رنگ آسمانو گردی زمین ایراد بگیریم… چه خوب میشد اگر میتوانستیم به زمین و زمان گیر ندهیم و سخت نگیریم.
خوب میشد اگر زندگی میکردیم نه فقط نفس میکشیدیم !
آدم های کمی هستند که می دانند،
تنهایی ِ یک نفر حرمت دارد.
همین طور بی هوا سرشان را پایین نمی اندازند
و بپرند وسط تنهایی آن فرد..!
چون خوب می دانند که اگر آمدند،
باید بمانند؛ تا آخرش باید بمانند؛
آنقدر که دیگر تنهایی وجود نداشته باشد.
و گرنه مسافرها همیشه موقع خداحافظی،
تنهایی را هزار برابر می کنند .
