غرور و افتخار با «جدایی نادر از سیمین»
– غرور و افتخار!
گفت وگو با صنعت سینما، شمارهی 106، 15 اردیبهشت 1390
سینمای ایران بدون «لیلا حاتمی» چیزی کم داشت
آقای دانش درادامه به این سوال پاسخ مثبت می دهد و می نویسد: پاسخ به
این سوالات مثبت است. «لیلا حاتمی» هم مثل عده ای از بازیگران توانمند سینمای
ما قابلیت هایی دارد که تا قبل از ظهورش کمتر می شد، نمونه ای از آنها را در
متن سینما و حرفه بازیگری جستجو کرد. راستش اولین جلوه از چهره حاتمی
برای بسیاری، آن شمایل معصومانه ای است که از فیلم «لیلا»ی مهرجویی باقی
مانده است. دختری جوان که با نگاهی مات به ناکجاآباد زل زده است و دهانش
آن سان که دو دندان نیش جلویی اش پیداست، نیمه باز مانده است: تداعی بارز
از بهت، پاکی و مظلومیت؛ حاتمی از آخرین فیلمی که از او تا به حال دیده
ایم همین پرسونا را دارد. زنی ساده و بی غل و غش که رفتارهای بی آلایشش در
امور زندگی و شوهرداری و خانواده از قالبی خنثی به موقعیتی کنش مند می رسد
و مرد مغرور فیلم را به وادی دیگری سوق می دهد. اصلاً این جلوه اساسی
حاتمی است. زنی که با همه شکنندگی، ضرافت و معصومیتش، درنهایت نیرویی را از
بطن موقعیت مظلومانه اش می پروراند و محیط پیرامونش را به وضعیت متفاوتی
می افکند.
«خسرو دهقان» از منتقدان مطرح سینما
مهمترین حامی فیلم لیلا بوده است. درزمان اکران لیلا، جمله معروف او روی
پوسترهای فيلم «ليلا» آمد و ماندنی شد: «ليلا، بهترين فيلم تاريخ سينماي
ايران است.» خود «خسرو دهقان» ده سال پس از اکران لیلا در گفت وگویی با
نشریه «نسیم» هر از گفته است: اولين باری كه رفتم فيلم را ببينم، دير رسيدم و
تيتراژ ابتدايی شروع شده بود. جشنواره فيلم داشت برگزار می شد و به
همين سينما فلسطين عقبمانده رفته بودم. سالن سرد احمقانهای بود. حتی
يادم نمی آيد صندلی گيرم آمد يا نيامد. آمده بودم تا 15-10 دقيقه
اول را ببينم و بروم. از اين اخلاقها و اداها دارم كه فيلم را كامل
نبينم. تصميم اين بود كه بعد از 15-10 دقيقه از فيلم جدا شوم و بيرون
بيايم ولی جريان طبيعی فيلم مرا با خودش برد و اين، برخلاف نظر من بود
كه فكر می كردم «ليلا»، فيلم بد و نفرتانگيزی است.
فمينيستی ترين فيلم سينمای ايران
دهقان با جديت از «ليلا» به عنوان فمينيستی ترين فيلم سينمای ايران نام ببرد و
روی عقيدهاش پافشاری كرد؛ «ليلا، بهترين فيلم تاريخ سينمای ايران.»
– به نظر می رسد بسیاری از بازیگران مطرح و محوری علاقهي زیادی به دوربینخوری و کلوزآپ دارند!
– شما و آقای فرهادی از ابتدا به نقطهی
مشترکی در بازی شخصیت سیمین رسیده بودید؟ سیمین از آن شخصیتهای روی لبهی
تیغ بود که اگر اندازهی احساسات و منطقش هرکدام کم یا زیاد میشد، جالب
نبود.
– از همان ابتدا همسلیقه بودیم. حتی یک
موقعهایی آقای فرهادی میگفت دیگر ممکن است زیاد سرد شوی و در بعضی جاها
تأکید میکرد احساسات بیشتری نشان دهم.
– سیمین تنها کسی در فیلم است که دروغ نمیگوید.
– بله. شاید هم موقعیتش برایش پیش نیامده. فکر نمیکنم عمدی در کار بوده.
– آیا موافق فاصله و سردی میان سیمین و ترمه یا سیمین و نادر بودید؟
– به نظر من سیمین فاصله یا سردی با
شخصیتها ندارد. شاید با بیننده دارد. البته سیمین از آن شخصیتهای منطقی
با احساسهای عمیق درونیتر است. دیدید با آنهایی که پیانو را از پلهها
بالا میآورند چه جوری حرف میزند؟ با ترمه، نادر و راضیه هم همانگونه حرف
میزند؛ یک آدم معمولی و معقول است. در نتیجه من موافق این بودم و آقای
فرهادی هم موافق بود. فقط یک جاهایی میترسید که از آن ور بیفتم و آدم
بدجنس و بیرحمی بشوم.
– که البته نشدید.
– آخر من یک حالتی دارم که سخت است به آن شکل برسم.
– اندازهی احساسها مشخص بود؟
– بله و کاملاً کنترل میشد. سلیقهی من
اینشکلی بود. از نظر انتخاب حس همسلیقه بودیم، ولی اندازه را آقای فرهادی
تعیین میکرد، چون خیلی اوقات آدم سلیقهاش را دارد، ولی نمیتواند کنترلش
کند.
– به نظر من بازی بهروز و مدرنی ارائه کردهاید.
