در زمانی كه آیتالله هاشمی رئیسجمهور بودند، دولت در شمال شهر دنبال جایی میگشت كه پنجشنبه و جمعهها یا وقتی كه قرار بود جلسه اضطراری یا سرّی برگزار شود، در آنجا برگزار شود. اول بحث شد كه این جلسات در كاخ سعدآباد برگزار شود…
دو سال از درگذشت آیتا… هاشمی میگذرد. فقدان ایشان( بعنوان یك شخصیت تاثیرگذار و بانفوذ) در فضای سیاسی – اجتماعی كاملا مشهود بوده است. این خلأ برای خانواده و مشخصا شما چگونه بوده است؟
بسما… الرحمن الرحیم. بعد از رحلت ابوی اتفاقاتی افتاد كه به من این احساس را میدهد كه گویی پدرم بر اوضاع و احوالمان حاضر و ناظر است. تحولات در حوزههای مختلف بهقدری سریع اتفاق میافتد- بهخصوص اتفاقات ویژه- كه آدم احساس میكند ایشان هنوز در قید حیات هستند و اثرگذاری دارند. لذا اگر ایشان از در وارد شوند، دیگر نمیپرسم: كجا بودید؟ چون احساس میكنم هستند و فقط یك سلام و علیك عادی میكنیم و مثل دوران سابق صحبت میكنیم و اصلا به ایشان نمیگوییم كه نبودید. انگاری كه سفری رفته و برگشتهاند. من فكر میكنم ابوی اصلا نرفته كه بخواهد برگردد.
پس سازندگان مستند اهاشمی زنده استب پر بیراه نگفتهاند؟!)خنده)
خیلیها هم هنوز رفتن ایشان را باور ندارند. مثلا همین افرادی كه فیلم هاشمی زنده است را ساختهاند، یا آنها كه در گچساران شعار مرگ بر هاشمی دادند. بعضی اتفاقات حاكیست كه انگار ایشان هنوز زنده است!
شما رفتار مردم، نظام و جریانات سیاسی در ماجرای رحلت ایشان را چگونه ارزیابی میكنید؟
ماجرای منزل آقای هاشمی كه میگویند مصادرهای بوده، چیست؟
من الان برایتان سیر تا پیاز ماجرا را میگویم. مقدمتا اشاره كنم كه بخش زیادی از مكانهایی كه الان نهادها دارند استفاده میكنند، محلهای مصادرهای از رژیم گذشته هستند. داستان همین خانه-موزه و جایی كه ابوی در آن زندگی میكرد هم شفاف و مشخص است. خانهای بود كنار حسینیه جماران كه قبل از انقلاب، خانوادهای در ده جماران در آن زندگی میكردند. موقعی كه امام در آنجا حضور پیدا كردند، این خانواده به خاطر شرایط حفاظتی و امنیتی در عذاب قرار گرفت و رفت و به بیت امام شكایت كرد. امام دستور میدهند آن خانه خریداری شود. بعد از اتفاقات سال 1360 و آن ترورهای گسترده و ناامنی زیاد، امام فرمودند كه این خانه را در اختیار آقای هاشمی بگذارید و ایشان در اواخر سال 1360 به این خانه نقل مكان كرد. ایشان از سال 1360 تا رحلتشان در این خانه زندگی میكرد. حالا چه شایعاتی در این باره گفته شده، بماند. موقعی كه امام این دستور را فرمودند، بنیادمستضعفان خانه را خرید و چون صلاح نبود خانه در اختیار بنیاد باشد، دولت آن را خرید. بعد هم كه ابوی رحلت كردند، دیدیم صلاح نیست حاج خانم اینجا بمانند، چون ایشان كه منصبی ندارد و احتمالا خانه نماز ندارد و لذا حاج خانم را پیش خودمان بردیم و اینجا را هم با اثاث و جهیزیه حاج خانم با مصوبه قانونی دولـت، تبدیل به خانه-موزه كردیم و حتی یك قاشق یا چنگال را هم از اینجا نبردیم…
الان حاج خانم كجا زندگی میكنند؟
پیش خودمان، من، فاطمه و فائزه در یك جا زندگی میكنیم.
برویم سراغ استخر فرح! ماجرای این مكان چیست؟
در زمانی كه آیتا… هاشمی رئیسجمهور بودند، دولت در شمال شهر دنبال جایی میگشت كه پنجشنبه و جمعهها یا وقتی كه قرار بود جلسه اضطراری یا سرّی برگزار شود، در آنجا برگزار شود. اول بحث شد كه این جلسات در كاخ سعدآباد برگزار شود. بعد دیدند كار درستی نیست و نزدیك این كاخ در سمت زعفرانیه، ملكی مصادرهای بود كه بنیاد آن را خریده بود. باغی بود كه در آن گل پرورش میدادند. استخر نسبتا كوچكی هم داشت كه برای آبیاری از آن استفاده میشد. دولت این ملك را میخرد.
این اطلاعات اولین بار است كه مطرح میشود…
این ملك در اختیار ریاست جمهوری بود. وقتی دوره ریاست جمهوری ابوی در سال 1376 تمام میشود و ایشان به مجمع تشخیص مصلحت نظام میروند، زمانی كه آنجا بودند، بحث میشود این ملك را در اختیار ریاست جمهوری بگذاریم یا به مجمع منتقل كنیم؟ و تصمیم گرفته میشود كه مانند برخی دیگر از مجموعهها، در اختیار مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار گیرد تا بخشی از ملاقاتهای رئیس مجمع در آنجا انجام شود.
درباره رحلت غیرمنتظره ایشان حرف و حدیثهایی مطرح شده و گاهی هم از طرف برخی از اعضای خانواده سخنانی در این زمینه گفته میشود. شما بهعنوان فرزند ارشد ایشان كه در جریان جزئیترین موارد هستید چقدر این گمانهها را تایید میكنید؟
البته اینكه بگوییم قطعا رحلت آیتا… هاشمی غیرطبیعی بوده، حرف درستی نیست و ما واقعا هیچ دلیل متقنی بر غیرطبیعی بودن رحلت ایشان نداریم، ولی عدهای شواهدی را مطرح میكنند كه ایجاد شبهه میكند. یعنی قضیه دو طرفه است. همین فیلم هاشمی زنده است را نگاه كنید، هر كسی پایان این فیلم را ببیند، خواهد گفت كه حتما هاشمی را كشتهاند! آخرین جملات فیلم را دقت كنید یا وقتی تابلوی استخر فرح را در قم بالا میبرند و بعد هم هیچ اتفاقی برای كسانی كه این كار را كردهاند نمیافتد، همه خواهند گفت حتما مسائلی پشت پرده است. اتفاقا ماجرا بیشتر از طرف مخالفان آقای هاشمی مطرح میشود.
البته چند بار دختران آقای هاشمی هم اشارههایی به این شبهات داشتهاند. ..
حرفهای فاطمه بیشتر علت احساسی و عاطفی دارد. اتفاقی برای پدر میافتد و چون شرایط بسیار بغرنج است، هیچكس نمیتواند قبول كند این اتفاق عادی بوده است. یعنی در ذهنشان نمیتوانند این موضوع را هضم كنند. مخصوصا حوادثی كه بعد از رحلت اتفاق میافتند مهمترند. بالاخره ایشان یك تیم حفاظتی بسیار قوی در تراز سران قوه داشت و وقتی این اتفاق میافتد، حدود 20، 30 نفر آنجا بودهاند، از جمله تیم پزشكی. طبعا این ذهنیت پیش میآید كه اگر هم این اتفاق برای ایشان افتاده است، نباید در چنین شرایطی رحلت میكرد. لذا باید به خانواده حق بدهید كه نسبت به این موضوع حساس باشند و ذهنشان همیشه درگیر باشد. حالا یك وقت شما این افراد را به عنوان كسانی كه دلشان درگیر است، آرام میكنید و به آنها آرامش میدهید و حركاتی را انجام میدهید كه این ذهنیت از بین برود. این نكته بسیار مهمی است. مجموعه نیروهای درگیر در امور باید طوری عمل كند كه این ذهنیت از ذهن امثال فاطمه ما خارج شود. وقتی حركاتی انجام میشود یا حرفهایی زده میشود كه این ذهنیت را تقویت میكند، شما در مورد افراد احساساتی كاری نمیتوانید بكنید.
موضوع آلودگی رادیواكتیو را یكی از مسؤولان ارشد امنیتی به طور خصوصی به فاطمه گفته بود. من دیدم فاطمه گریهكنان آمد خانه، من رفتم پیش آن فرد و اعتراض كردم كه چرا چنین خبری را به فاطمه گفتید؟ و اوهم گفت كه از دستش در رفته است! نهایتا با ما جلسه گذاشتند. در این جلسه به ما گفتند گزارشهایی دریافت کردهاند که براساس آن گزارشها كه حاجآقا آلوده به رادیواكتیو بوده است. پرسیدیم از كجا فهمیدید؟ گفتند: لباس، حوله و همینطور سوند بیمارستان را تست كردیم و ایشان ده برابر آلوده بود! بعد آمدند و گفتند باید از مادرتان هم تست بگیریم. بعد آمدند و گفتند حاجخانم هم سه تا چهار برابر به رادیواكتیو آلوده است! بعد دیدیم برای حاجخانم هیچ كاری نمیكنند. گفتیم: حاجآقا كه رفته است، چرا برای حاجخانم كاری نمیكنید؟ بعد كارشناسان ونمایندگان سپاه گفتند كه این آنالیز را قبول ندارند.
اما كارشناسان وزارت دفاع گفتند قبول داریم. بین خودشان اختلاف بود. به مسؤولان اطلاعاتی و وزیر بهداشت گفته شد شما میگویید حاجخانم آلوده است، پس چرا هیچ كاری برایش نمیكنید؟ احتمالا میدانید كه درباره آلودگی به رادیواكتیو، میتوانید تست كنید و ببینید آلودگی مال چه زمانی است؟ یعنی دقیق، حتی به ثانیه میتوانید ماجرا را دربیاورید. بعد میتوانید بفهمید آیتا… در آن ساعت و دقیقه در كجا بود، اطرافش چه بود و… همه اینها را میتوانید دقیق دربیاورید. در نمونههای دیگر دیدهاید كه پلیس در برخی كشورها چطور زمان و مكان دقیق آلودگی را میگویند.
به هرحال سه چهار بار خودم رفتم و گفتم بیایید كاری كنید، دستكم آن نتیجه آنالیز خودتان را به ما بدهید كه دادند. بعد ایجاد تردید شد كه لابد چیزی نیست و احتمالا این حرف بیاساس است. تنها راه این بود كه مادرم را تست كنیم. به هزینه خودمان تست كردیم و دیدیم اثری از آلودگی نبود! آلودگی رادیواكتیویته مادرم را كه تست كردند، گفتند: انتایج نمونهبرداری كه بهعنوان آلوده دادهاند، میتواند نوعی عددسازی باشد!
آخرین باری كه با پدر حرف زدید درباره چه موضوعی بود؟
در صبح آن روز ایشان را دیدم و عمده بحثمان درباره پرونده امهدیب بود كه چگونه اعاده دادرسی را پیگیری كنیم؟ خیلی هم سرحال بودند. صبحانه خوردیم و من آمدم و دیگر…
بعد از درگذشت مرحوم هاشمی، ملاقاتهایی با رهبر انقلاب داشتید. چه گفتوگوهایی در این دیدارها داشتید؟
گفتوگوها را كه صحیح نیست بگویم. یكیاز موارد را گفتم. همان مورد مربوط به پدری كردن ایشان برای ما و پاسخ جالب ایشان! البته این را بگویم هر وقت خدمتشان میروم، اولین سؤالی كه میكنند درباره حال و سلامتی مادر، احاج خانمب است. بعد توصیه میكنند خیلی مراقبشان باشید.
