جوک لوس و بی نظیرترین جوک و لطیفه های کوچک بی مزه

به جای بشقاب پرنده با دیس پرنده میرن

در این بخش مجموعه جوک های لوس بامزه و لطیفه های بی مزه کوتاه بی نظیر را ارائه کرده ایم.

یکیو دارم که شبانه روز به فکرمه

فضاییا وقتی میخوان برن مسافرت تعدادشون خیلی زیاده

به جای بشقاب پرنده با دیس پرنده میرن

میدونین به یه بِه چی میگن؟

میگن بِهتر

میدونی به بِهی که شبا بیرون نمیاد چی میگن؟

میگن بِهروز

میدونی کتریا وقتی فرماندشون صداشون میکنه چی میگن؟

یه روز یه جادوگره سوار جاروش شد رفت یه مسیری رو طی کرد

یه حدیث داریم

متاسفانه شوهر کرد رفت

معمولا پسرا به دسته تقسیم میشن

بعدش میشینن گل کوچیک بازی میکنن

فرش دوازده متری می بافه

یه ژاپنی میاد ایران از هواپیما که پیاده می‌شه دستش رو می‌ذاره جلوی تخماش. می‌گن «چته چی شده؟» می‌گه «شنیدم ایرانی‌ها تخم ژاپنی خیلی دوست دارن!»

زن اولی می‌گه: شوهر من دوکون داره، زن دومی می‌گه: خوش بحالت شوهر من یه ک**ن بیشتر نداره.

کچله می‌ره سلمونی می‌گه: ببخشید.

عروس رفت گل بچینه شهرداری گرفتش.

از یكی می‌پرسن اسم یه پیامبر رو نام ببر. می‌گه: سوج! می‌پرسن سوج دیگه كیه؟ می‌گه: پشت یه وانت دیدم نوشته بود یاسوج!

روزی شخصی بر شیخ وارد شد و از طرف مقابل خارج شد.

گوشى یارو از رو ميز مى‌افته ولی طوریش نمی‌ چون رو حالت پرواز بوده.

یارو رو برق می‌گیره، می‌میره. فامیل‌هاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می‌دن!

یارو توی جنگ بیسیم‌چی بوده. بیسیم می‌زنه می‌گه: من 5000 نفر رو اسیر کردم، بیایید ببریدشون. بهش می‌گن: خوب خودت بیارشون. می‌گه: آخه اینا نمی‌ذارن من بیام!

یارو داشته با بچه‌ش گرگم به هوا بازی می‌كرده، یهو جو می‌گیرتش بچش رو می‌خوره!

یارو رفت بانک وام بگیره، ضامن نداشت منفجر شد.

یارو م‌ره دکتر واسه ترک کف پاهاش. دکتر بهش پماد می‌ده.بعد یارو می‌گه «دکتر من از این پماد داشتم ولی هر چی زدم به ترک کونم خوب نشد»

یارو به دوستش می‌رسه. می‌گه انقدر سرم درد می‌کنه که نگو. دوستش می‌گه.

یارو می‌ره بانک چک خورد کنه، مسئول بانک ازش می‌پرسه: چک سیباس؟ یارو می‌گه: نه، مال گردوهای پارساله!

یارو می‌ره بهداری می‌گه «ببخشید به دارید؟»

یارو یه تیکه کاغذ می‌خوره تو سرش میوفته می‌میره. می‌رن کاغذ رو باز می‌کنن می‌بینن توش نوشته:«دوتا آجر».

یارو اسمش قدرت‌الله بوده بعد می‌ره خارج، می‌گن خودت رو معرفی کن! می‌گه «به نام خدا من The power of god هستم»

یارو می‌ره بنگاه، می‌گن: یه خونه داریم کنار راه آهنه. سر و صدا زیاده ولی بعد از یک هفته عادی می‌شه. یارو می‌گه: اشکالی نداره، این یک هفته رو می‌رم پیش داداشم.

یارو از فارسه می‌پرسه: اسمت چیه؟ می‌گه: بابک. یارو می‌گه: با چی؟

یارو ساعتش رو به سپر ماشین می‌مالیده. یکی رد می‌شه می‌گه: داداش داری چیکار می‌کنی؟ می‌گه: دارم اوقاتم رو سپری می‌کنم.

به یارو می‌گن: چرا یه ساعته داری همین جوری با ماشینت دور‌ میدون می‌چرخی؟ می‌گه: راهنمام گیر کرده.

یارو یه سکه پنج تومنی سوراخ پیدا می‌کنه؛ ده تومن می‌ده لحیمش می‌کنن.

یارو خودکارش تموم می‌شه ترک تحصیل می‌کنه.

یارو خوابش سنگین بوده تختش می‌شکنه!

به یارو می‌گن: نظرت در مورد همبرگر چیه؟ می‌گه: شایعه‌ست!

یارو با پیچگوشتی به نافش ور می‌رفته، یهو کو**نش می‌افته.

یارو می‌خوره زمین برای اینكه ضایع نشه بقیه راه رو سینه خیز می‌ره.

یارو می‌خوره به دیوار می‌گه: ببخشید.

یارو از حال می‌ره یهو از پذیرایی در میاد!

یارو از تیر میره بالا، از شهریور میاد پایین!

یارو کدو تنبل می‌خره می‌ذارتش کلاس تقویتی.

یارو خواب می‌بینه داره بربری می‌خوره. بیدار می‌شه می‌بینه نصف تشک رو خورده.

یارو می‌بینه یه نقطۀ آبی رو دیوار حرکت می‌کنه می‌ره جلو می‌بینه یه مورچه شلوار لی پوشیده!

یارو می‌ره تظاهرات می‌بینه شلوغه برمی‌گرده.

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *