جملات ناب ناراحتی و متن سنگین در مورد دلتنگی و ناراحتی

فکر می کنی با همه فرق دارد..

در این مقاله می توانید جملات و متن های دلتنگی، تنهایی، ناراحتی، غم و غصه، تنهایی و دل شکستگی را بخوانید واز عکس نوشته های غم انگیز برای شبکه های اجتماعی استفاده کنید.

تمام طول شب را
برای تو واژه می شوم،
تو بخواب،
“شب بخیر هایت” با من..

گاهی از تنهایی بمیر
اما با کسی که تفاوتِ تو
با بقیه را نمی فهمد؛ ادامه نده
برایِ خودت ارزش قائل باش!

می کوشم غمهایم را غرق کنم ،
اما بی شرف ها یاد گرفته اند ، شنا کنند!

اینجا درون سینه‌ی من
زخم کهنه‌ ایست
که می‌کاهدم مدام …

سکوت
همیشه به معنای رضایت نیست
گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام
به کسانی که هیچ اهمیتی به فهمیدن نمی دهند
توضیح دهم!

هیچ وقت نفهمیدم

فکر می کنی با همه فرق دارد..

هیچ‌کدومشون نمیان که برای همیشه بمونن،
نه سختی‌ها و نه خوشی‌ها
‌‏وقتی خیلی سرمستی از خوشحالی
‌‏وقتی حجم مشکلات و غم داره از پا‌ درت میاره، این رو به یاد بیار…

خیلی سخته برای کسی که آتش گرفته

دلت را هنـــگــامــی غم مـی گیــرد
که نــگــاهــت به دستـــانِ گـــره خورده ی
دو آدم،
خیـــره مـــی مـــاند!

یاد بگیرید محکم بودن را، قوی بودن را، کوه و سنگ بودن را؛ لازمتان میشود برای وقت‌هایی که آدم‌های زندگیتان، دستشان میرود روی نقطه ضعفتان و دلتان را بند میکنند به نبودنشان! یاد بگیرید که هیچ جای زندگی ‌جواب محبت‌هایتان چیزی نمیشود که شما میخواهید…از من به شما نصیحت، قوی بودن را یاد بگیرید برای تمام روزهایی که قرار است تنتان بلرزد از آدم‌هایی که قلبتان را میلرزانند …

اگر دلت شکستن! در تاریکی و خلوت خودت ناله کن، چون ادما سمعک ندارند که صدای ناله ای بشنوند! عینک شان هم گم شده نمی بینن که گلی پر پر شده…!!!

خدایا
از این به بعد به مخلوقاتت
یه مترجم ضمیمه کن
این جا هیچکس هیچکس را نمی فهمد

خسته ام
مثل درخت سروی که سال ها در برابر طوفان ایستاد
و روزی به نسیمی دلبست،
شکست

وقت هایی تو زندگی‌ هست‌ که بعد از به زبان آوردنش این جمله رو میگی:
‏”اصلا نِمیدونم چرا اینا رو‌ دارم به تو میگم!”
‏چون تَنهایی، ‏خیلی هم تنهایی .

همه  رفـــــــــتند..

حال تو هم رفتی و من ماندم و تنهایی

هزار بار هم که بگویی آدم نباید شادی اش را منوط به بودنِ آدم ها کند

آخرش یک روز، لا به لای کلافگی هایت به این نتیجه می رسی که یک نفر باید باشد!

ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻡ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺟﺎﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺷﯿﺸﻪ ﯼ ﻣﺎﻧﯿﺘﻮﺭ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﻢ …
ﺁﺧﺮ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯾﺖ عادت من است !

دیار عاشقی هم شهر هرت داره !
خیلی راحت دل می دزدن ، دل می برن ، دل می شکنن …

وسیع‌ترین شکل تنهایی،
دورماندن از کسی است که دوستش داری.
حالا هی جهانت را با غریبه‌ها شلوغ کن.

خستم بی تو از آدمای شهر
کاش تو بودی دستات منو آرومم میکرد
بسه جون هردومون خسته شدم
از این شبا کم نشو از زندگیم
داغون شدم
برگرد بیا

چقدر خسته ام رفیق
فرهاد نیستم که کوه کنده باشم
من فقط خودم هستم
که از تو دل کنده ام…

 حالا که
این پاییزى راکه تنهاترم مى کند،
به تو نسبت بدهم!
به آبــان که رسیدى،
یک نخ سیگار آتش بزن
و رو به پنجره،
براى خورشیدِ دمِ غروب،
از دخترى با موهاى قرمزش بگو،
که هرگز نبود

برای بعضـــی دردهـا نــه میتوان گریــــــه کَــرد نـه میتوان فریــــــاد زد
برای بعضـی دردها فقــط میتوان نگـاه کَرد و بی صــدا شکست …

از من نرنج
نه مغرورم نه بی احساس
فقط خسته ام
خسته از اعتمادی بی جا
برای همین قفلی محکم بر دل زده ام!

آزاد باشیم،
اجازه ندهیم چیزهای پیش پا افتاده
و اینکه چه کسی از من خوشش می‌آید
و خوشش نمی‌آید،
جوهر هستی‌‌مان را ببلعد.

دلم رفتن می خواهد..

تا با اولین قطار

حرفی نزنی ! طاقت جنجال ندارم

درهای قفس باز و دلم عاشق پرواز

“مهربانی”
مهمترین اصل “انسانیت”است
اگر کسی از من کمکی بخواهد
یعنی من هنوز روی زمین ارزش دارم !

خسته تر از اونم که دلبری کنم
واسه دوست داشته شدن

هرکسی را
همدم غم‌ها و تنهایی مدان
سایه هم، راه تو می‌آید
ولی همراه نیست…!

این جا زمین هست اثری از وجدان نیست
این ترازو گر ترازوی خداست
این کژی و نادرستی از کجاست

خسته ام
مثل ظهر
در میانه مرداد
مثل دل بریدن و رفتن
مثل هر چه بادا باد

کاش سیگارِ بینِ انگشتانت بودم!

و حواست همیشه به این‌که مرا کم نیاوری.

بـی تو
تنهـاییـم را پک می زنم
تـا ریـه هایـم زنـدگـی را کـم بیـاورد
و شـرعـی ترین خودکـشـی را تجـربـه کنـم !

خــستــہ امـ
از صبورے خــستـــہ ام
از فــریــــادهایے که در گـــلویـــم خفـہ مانـد
از اشـــــــک هایــی که قـاه قـاه خنــــده شـב
و از حــــرف هایے که زنـــده بہ گـــور گــَشت در گــورستاטּِ دلـــــم
آســــاטּ نیست در پــَس خـــنـده هاے مصــنوعے گریــہ هاے دلت را
در بــی پنـــاهیت در پشت هـــــزاراטּ دروغ پنهـــاטּ کنے
ایــــטּ روزهــا معنے را از زنـدگـــے حذف کــرבه امـ
برایـــم فرق نمــےکــُنـد روزهایـــم را چگونــہ قربانـے کنمـ …

تو که یادت نمیاید

قرار بود

مثل تنهایی خودم ساکت
مثل تنهایی خودم سرسخت
مثل تنهایی خودم وحشی
مثل تنهایی خودم بدبخت…

این جا زمین هست
به زمینت می کوبند
سر پول عشقت را می فروشند
به خیانت می‌گویند تفکر اروپایی
اگر عاشق باشی فکر میکنند احمقی

از باید و نباید و هنجار خسته ام
از مردم همیشه طلبکار خسته ام
با کوچه ای که هم قدمت بوده ام بگو
از انتظار و وعده ی دیدار خسته ام…

خیلى از اونایی که بودن ، دیگه نیستن چون دیگه اونایی نیستن که بودن

تمام تنم میلرزد…
از زخمهایی که خورده ام..!!
من از دست رفته ام…شکسـ ــ ـ ـته ام
می فهمی؟؟
به انتهای بودنم رسیده ام
اما…!

نا خدایی شده ام خسته که بعد از طوفان
تا دم مرگ دعا خوانده و پارو زده است

 ﺍﺷﮏ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﭘﺪﯾﺪﻩ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ
ﻭﻟﯽ ﺗﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻧﮕﯿﺮﻩ
ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻩ

دردِ دِل کــه میکُنــی یعنـــی ضَعــف هایَــت را

کــه هَــرکُدامَـــش را کــه میخواهنـد بردارنـــد تیــــز کننـــد تیــــغ کننـــد … و بزننـــد

چه سخت است ، تشییع عشق

سپردن به آرامستان جدایی وقتی می داني

تو را مثل قانون…
کسی رعایت نمی کند؛
چرا غمگینی دلم؟
تو را برای شکستن سرشته اند…!

برای قرص هایم لالایی می‌خوانم تا به خواب روند و فراموش نکنند که، خواب آورند نه یاد آور

زندگی زمان دارد
و زمان میگذرد هر دو می گذرند و ما مینگریم؛
زندگی، زمان تیک تاک با صدای قلب هماهنگ میشود
هر دو باهم مینوازند و میروند تا پایان هر دو سکوت باشد و ایست

ﺑﺎﯾﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺭﻓﺖ، ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ.. ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻟﺶ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﺪﺍﯼ ﻗﺪﻣﻬﺎﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﻮد. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺖ.. ﺩﻕ ﮐﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﺳﺰﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ…

تازگیا این قدر زندگیم غمناک شده که دوست دارم یکی یهویی بگه

عالی بود..

ببخش خودت را برايِ تمامِ راه هاي نرفته برايِ تمامِ بي راه هاي رفته ببخش ،بگذار احساست قدري هوايي بخورد … گاهي بدترين اتفاق ها هديه ي زمانه و روزگارند تنها کافيست خودمان باشيم ! که خود را براي تمامي ِ اين بي راه ِ رفتنمان ببخشيم و به خودمان بيائيم

قایقی خواهم ساخت

دورخواهم شد از این خاک غریب

یک چیزهایی هست از حدش که بگذرد بیچاره ات می‌کند

فقط احساست را دچار افسردگی می‌کند

اشــــــک نمیریزم
پنهان شده ام پشت
لبخـــندی که درد میــــکند

یادتون هست مرحوم حسین پناهی می گفت:
خدایا دست بشکنه , پا بشکنه , سر بشکنه اما دل نشکنه ……….
الهی دل هیچکس توی این دنیای خاکستری این روزها نشکنه

خسته ام مثل درختی که به تنهایی خود
بی ثمر مانده و کابوس تبر می بیند

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *