
مهدی صالحی_ فیلم سینمایی «اتاقک گِلی» در روستایی در غرب ایران میگذرد. شاهو با بازی تورج الوند راننده کامیونی که دل در گروی دختری به نام خزال (آناهیتا افشار) دارد اما مخالفت پدر خزال مانع ازدواج آنها میشود. در این میان حمله منافقین به غرب کشور و هجوم آنها به روستا، سرنوشت شاهو و مردم را تغییر میدهد.
شاهو که تا دیروز تنها در پی ازدواج بود این بار برای نجات مردم روستا به سراغ نیروهای نظامی ایران میرود و خود در مسیر قهرمان شدن قرار میگیرد. این روایت ساده هسته دراماتیک فیلم را شکل میدهد اما در تداوم خود با ضعفهای بنیادینی در منطق روایی و انسجام ساختاری روبهروست.
از همان آغاز، فیلم میکوشد میان دو محور «عشق» و «جنگ» تعادلی برقرار کند. در نیمه نخست تمرکز اصلی بر رابطه شاهو و خزال است و فیلم با میزانسنهایی شاعرانه و نماهای کلوزآپ سعی دارد لطافت این عشق روستایی را به تصویر بکشد؛ اما با آغاز درگیریها روایت بهطور ناگهانی از یک ملودرام عاشقانه به فیلمی جنگی با لحن حماسی تبدیل میشود.
