سخنان فوق العاده از جو دیسپنزا نویسنده معروف با جملات تاثیرگذار و عمیق

دکتر جو دیسپنزا در سال ۱۹۸۶ در یک مسابقه علمی سه‌گانه در پالم اسپرینگز، کالیفرنیا شرکت کرد، جو پس از اتمام این مسابقه و در راه برگشت به خانه با یک خودروی SUV تصادف می کند. او در آن زمان ۲۳ سال داشت و این حادثه باعث شد شش مهره از ستون فقراتش شکسته شود.

دکتر جو دیسپنزا در سال ۱۹۸۶ در یک مسابقه علمی سه‌گانه در پالم اسپرینگز، کالیفرنیا شرکت کرد، جو پس از اتمام این مسابقه و در راه برگشت به خانه با یک خودروی SUV تصادف می کند. او در آن زمان ۲۳ سال داشت و این حادثه باعث شد شش مهره از ستون فقراتش شکسته شود.

توجه و مرکز فکرتان هر کجا باشد انرژی شما هم به همانجاست.

سپاسگزاری کلید موفقیت شماست! هنگام سپاسگزاری فکر و احساس باهم تلفیق می‌شوند و سیگنال های قدرتمندی را به همش کیانی ارسال می‌کنند.

زندگی، مدیریت انرژی است.

لحظه ای که تصمیم می گیرید یک انتخاب متفاوت داشته باشید، آماده شوید تا احساس ناراحتی کنید.

ذهن خود را روشن نگه دارید

در نهایت بر خودتان مسلط خواهید شد.

اگر قصد دارید خودتان را تغییر دهید باید متوجه شوید چه رفتاری در شما وجود دارد که باعث می‌شود نتیجه های یکسان از خود خلق کنید . باید برای تغییرات مثبت، مغزتان را از شرطی شدن دور کنید و کارهایی انجام دهید که تا بحال نکرده اید.

احساس، خدمتگذار فرایند خلاقیت است.

خیلی ها به طور ناخودآگاه وابسته به چیزهای خارجی هستند که می تواند احساسات درونی شان را تغییر دهد. اما اگر نفهمند که دائماً در حال ساخت واقعیت های زندگی شان هستند و کل زندگی شان را با وجود احساس کمبود، بی ارزشی و جدایی بگذرانند و منتظر یک اتفاق خارجی باشند که احساس کمبود و پوچی را از زندگی شان خارج کند، پس باید کل زندگی شان را در آرزو کردن، خواستن، منتظر بودن و امید داشتن بگذرانند و این احساس، تغییر شرایط را برای آنها سخت تر می کند.

وقتی وضعیت درونی خود را تغییر دهید دیگر هیچ نیازی به دنیای بیرونی برای تامین احساس شادی و دیگر احساسات نخواهید داشت.

اگر به کارهایی که درون خود انجام می دهید و روی دنیای بیرون از خودتان تأثیر می گذارد، توجه می کنید. حالا زمانی که تغییرات کارهایی که در درون خود انجام می دهید را با تأثیراتی که در دنیای بیرون شما گذاشته است، مرتبط کنید، توجه تان به کاری که کردید، جلب می شود و می خواهید دوباره انجامش دهید و ناگهان شروع به باور این موضوع می کنید که شما بیشتر خالق زندگی خود هستید، تا قربانی زندگی خود.

همه ی ما خالق الهی هستیم.

به جای زندگی بر اساس علت و معلول، بیایید یاد بگیریم چگونه یک معلول ایجاد کنیم.

وقتی انرژی خود را تغییر می دهید، زندگی خود را تغییر می دهید.

تغییر در آگاهی مستلزم تغییر در انرژی است.

اگر کسی از بیرون احساسات و نحوه ی تفکرت را کنترل می کند، یعنی تو قربانی آن شخص یا آن شرایط هستی، اما چالش اینجاست، چالش این است که وقتی همه چیز واقعاً خوب دارد پیش می رود، شما هم واقعاً احساس خوبی دارید، اما وقتی شرایط خیلی خوب پیش نرود، شما هم احساس خیلی بدی پیدا می کنید.

تبدیل شدن به فردی که آرزویش را دارید مستلزم آن است که دیگر آن خود قدیمی نباشید و تغییر کنید.

آخرین تحقیقات در علوم اعصاب می گوید که شما می توانید مغز خود را فقط با فکر کردن تغییر دهید.

اگر میخواهید به اهداف خود برسید آن را به وضوح در ذهنتان مجسم کنید، اما جزئیات امر را به هوش کیهانی واگذار کنید. تسلیم باشید و اعتماد کنید.

راه حل این است که بازی را به نفع خودمان تغییر دهیم. آیا ممکن است نحوه ی تفکر و احساسات تان روی دنیای بیرونی بتواند تأثیر داشته باشد؟
این چیزی نیست که یک شبه اتفاق بیفتد،
این یک فرآیند کسب دانش و آگاهی است.
یک فرآیند تمرین کردن است.
یک فرآیند کسب تجربه است.

تمام ناملایمات زندگی ما برای این است که ما را به سمت عظمت سوق دهد تا ما چیزی بزرگ تر را در خودمان صدا بزنیم.

افکار شما آینده شما را می سازند یعنی به هر چیزی که فکر کنید دقیقا همان را به زندگیتان وارد میکنید.

هر زمان هر چیزی را که « من هستم » می گویید، ذهن و بدن خود را به سمت یک سرنوشت فرمان می دهید.

من میخواهم مردم درک کنند که افکار ما خیلی قدرتمند هستند و احساسات ما افکار ما را ایجاد میکنند و اگه برخی از این اصول را درک کنند میتوانند زندگی بهتری برای خودشان بسازند.

فکر میکنم یکی از باورهای محدود کننده ما باور به اینه که ما محدود هستیم.

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *