مصرف بالا و قیمتگذاری نامناسب مسئله اصلی در حوزه انرژی است که موجب شده است سرانه مصرف انرژی در ایران حدوداً ۲ برابر میانگین جهانی باشد
جوان آنلاین: بر اساس آخرین آمار آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، میانگین سرانه مصرف برق در دنیا حدود ۳هزار و ۴۲۷ کیلوواتساعت است. در ایران نیز اگر کل مصرف برق بر جمعیت تقسیم شود، این رقم به حدود ۳ هزار و ۷۰۵ کیلوواتساعت میرسد که حدود میانگین جهانی است.
در ایران همزمان از دو حامل اصلی انرژی یعنی برق و گاز استفاده میشود و همین موضوع، مقایسه صرفِ مصرف برق را تا حدی محدود میکند. به عنوان مثال، اگر تنها مصرف برق در بخش خانگی را مبنا قرار دهیم، سرانه مصرف هر نفر حدود هزار و ۱۵۵ کیلوواتساعت خواهد بود. این رقم در کشورهایی مانند مصر حدود ۶۲۰ و در امارات ۴هزار و ۴۰۲ کیلوواتساعت است. با این حال، برای ارزیابی دقیقتر، باید مجموع مصرف برق و گاز را همزمان بررسی کرد.
با در نظر گرفتن گاز مصرفی برای تولید برق و تبدیل آن به معادل انرژی میتوان گفت هر ایرانی سالانه حدود ۳۰/۷ گیگاژول انرژی (مجموع برق و گاز) مصرف میکند. این عدد در کشور مصر حدود ۴/۷ گیگاژول است. همچنین در کشور امارات، با وجود مصرف بالاتر برق، سرانه مصرف کل انرژی (برق و گاز) حدود ۱۶/۸ گیگاژول برآورد میشود که همچنان کمتر از ایران است. بنابراین ما نسبت به امارات دو برابر و نسبت به مصر هفت برابر انرژی مصرف میکنیم. برای تحلیل درست، باید همه حاملهای انرژی را در نظر گرفت.
سرانه مصرف نهایی انرژی در ایران حدود ۲/۵ تن معادل نفت خام به ازای هر نفر است؛ رقمی که نزدیک به ژاپن و بالاتر از میانگین جهانی (۱/۳ تن معادل نفت خام) قرار دارد. در بخش خانگی نیز مصرف انرژی سهم قابل توجهی دارد و حدود یکسوم مصرف کل کشور را شامل میشود. سرانه مصرف انرژی در بخش خانگی در ایران حدود ۸ تن معادل نفت خام است که نسبت به میانگین جهانی که ۳۷/۰ است، بالاتر است.
انرژی گران در ساختمانها ارزان هدر میرود
حدود ۴۸ درصد مصرف گاز و ۴۰ درصد مصرف برق کشور به بخش ساختمان اختصاص دارد. در بسیاری از کشورها، ساختمانهایی با مصرف انرژی بسیار پایین یا نزدیک به صفر ساخته میشود. استفاده از عایق مناسب، پنجرههای چندجداره و تجهیزات کارآمد سرمایشی، گرمایشی و روشنایی نقش مهمی در کاهش مصرف انرژی دارد.
در حال حاضر، متوسط مصرف انرژی ساختمانها در ایران حدود ۴۳۰ کیلوواتساعت به ازای هر مترمربع در سال (بر اساس انرژی اولیه) است، در حالی که طبق مبحث ۱۹ بر اساس انرژی اولیه، این عدد ۲۹۰ کیلوواتساعت و بر اساس انرژی ثانویه (قرائت از کنتورها) میتواند به کمتر از ۱۷۵ کیلوواتساعت کاهش یابد که صرفهجویی ۵۰ درصدی را نشان میدهد.
بنابراین کاهش قابل توجه مصرف انرژی در این بخش، دستیافتنی و ضروری است. جالب اینکه در کشورهای توسعه یافته به واسطه اشباع در بخش تولید برنامههایی برای ساخت ساختمانهایی با انرژی نزدیک به صفر در دستور کار قرار دارد که جدا از رعایت استانداردها روی استفاده از انرژیهای نو تأکید دارد.
کارشناسان تأکید دارند با توجه به هزینههای بالای تولید انرژی، مدیریت مصرف و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، از مهمترین راهکارهای پیشرو به شمار میرود.
مصرف بالا و قیمتگذاری نامناسب مسئله اصلی در حوزه انرژی
مسئله اصلی در حوزه انرژی، مصرف و دومین محور نیز نقش قیمتها در ناترازی انرژی است. هرچند اقداماتی در حوزههایی مانند استانداردسازی یا توسعه حملونقل عمومی انجام گرفته، اما به دلیل فقدان تدبیر مؤثر در حوزه قیمت، این سیاستها نیز به نتیجه مطلوب نرسیدهاند.
به واسطه عدم تدبیر مناسب و نگاه سیاسی به قیمتها، انرژی از یک کالای اقتصادی به کالایی سیاسی تبدیل شده و فاصله معناداری میان قیمتهای واقعی و تعرفههای موجود ایجاد شده است؛ فاصلهای که با اصلاحات محدود قابل جبران نیست.
مطالعات اجتماعی نشان میدهد کشور در شرایط فعلی بهویژه در بخش خانگی ظرفیت تحمل این سطح از نابهینگی قیمتی را ندارد. همین مسئله سبب شده است در مقاطع مختلف به رغم پذیرش ضرورت اصلاح، به دلیل عمق شکاف قیمتی، اصلاحات نیمهتمام رها شده و سیاستگذاران به عقب بازگردند.
