
به گزارش مجله خبری نگار، برای هر کدام از ما بهعنوان حرفهای یا آماتور سینما پیش آمده که کلیشههای فیلمها و سریالها بروند روی مخمان. فرقی ندارد چقدر فیلم دیده باشیم یک چیز همیشه در سینمای بدنه و گیشهای ثابت مانده یعنی همان کلیشههای نخنما که هر بار همانقدر قابل پیشبینی اتفاق میافتند، مثل پلیسی که آخرین روز کاریاش را میگذراند و ناگهان ماموریت مهمی میرود، قهرمانی که در آخرین لحظه وقتی عشقش در فرودگاه منتظر پرواز است اعتراف عاشقانهاش را فریاد میزند تا طرف مقابل از سفر منصرف شود، یا ضدقهرمانی که پیش از تیر خلاص، با حوصله طرح شیطانیاش را آنقدر توضیح میدهد که کمک میرسد و قهرمان را نجات میدهد. این کلیشهها گاهی بامزه هستند، اما بیشتر باعث ناراحتی ما میشوند، چون قابل پیشبینی و سطحی هستند. شاید برای همین است که راجر ایبرت، منتقد افسانهای هالیوود، تصمیم گرفت همه این موتیفها و موقعیتهای مضحک را با کمک تماشاگران و علاقهمندان گردآوری کند. نتیجه؟ کتابی کوچک، گزنده و پرخنده با عنوان «کلیشههای هالیوود» که مثل آینهای برای دیدنِ تنبلی جمعی فیلمسازان در خیالپردازی عمل میکند. در این پرونده با الهام از کتاب ایبرت مروری برنخنماترین کلیشهها داریم.
