
به گزارش مجله خبری نگار، «فیلم اجتماعی» در شبهصنعت سینمای ایران مقوله جالب و قابل بررسیای بهشمار میآید. این آثار بدون آنکه به منبع اصلی درد رجوع کنند با آن خوشگذرانی و کاسبی میکنند تا هم ژست دردمندی به خود بگیرند و هم شانس خویش برای جذب سرمایهگذار و اسپانسر را برای فیلم بعدی از دست ندهند. در این آثار پستی و دنائت آدمها معلول فقر و نداریشان است و هیچ راه گریزی از این شرایط برای آنها وجود ندارد. روزگاری ملودرامهای خانوادگی -که اکنون برچسب جعلی فیلم اجتماعی به آنها زدهاند- زمین آماده کشت سینمای نوین ایران پساانقلابی بود، ولی اکنون شرایط بهکلی تغییر کرده و این جریان بومی گرفتار بیماری نابلدی و رندی شده است. همه چیز باید مثل غذای فستفودی مصرف شود تا طبقه متوسط را راضی نگه دارد وگرنه در این وانفسا تنها چیزی که اهمیت ندارد سینماست. البته هرازگاهی افراد بهواسطه هوش و منش خود از این جریان فاسد فاصله میگیرند و استایل فیلمسازیشان را نجات میدهند که کاظم دانشی یکی از همین موارد محسوب میشود. او از همان فیلم نخست، یعنی «علفزار» فاصلهاش را با طیف غالب فیلمهای مدعی، اما پوک اجتماعی حفظ کرد و به سهم خویش از این عرصه با ساخت و تهیه آثار متنوع اعاده حیثیت کرد؛ جدیدترین فیلم دانشی، یعنی «زندهشور» هم نهتنها از این قاعده مستثنی نیست بلکه او و اثرش را در بهترین نقطه از سینمای این روزهای ایران قرار میدهد؛ اما چه چیز باعث میشود تا زندهشور در این وانفسا در مواجهه با جو حاکم پروژهای متفاوت بهنظر برسد و حتی ماندگار شود.
