«من یکروز گرم تابستان دقیقا یک 13 مرداد حدود ساعت 3 و ربع کم بعد از ظهر عاشق شدم.» این جمله ابتدایی داستان «داییجان ناپلئون» به قلم ایرج پزشکزاد است که از زبان شخصیت سعید بیان میشود؛ جملهای درخشان که روز 13 مرداد را برای علاقهمندان به این داستان یا سریال جذاب ناصر تقوایی به یک روز خاص تبدیل کرده است.
«داییجان ناپلئون» هنوز هم جزو چند رمان مطرح و پرفروش ایرانی است و به عنوان اولین نمونهی جدی از رمان طنز ایرانی شناخته میشود. از آن جهت که یکجورهایی زندگی افراد مختلف جامعه با طرز تفکر و سبک زندگی مختلف را دربر میگیرد و با تیپهای شخصیتی مختلف شوخی میکند اهمیت زیادی دارد. البته برخی معتقدند ایرج پزشکزاد این اثر را با الگوبرداری از داستان «زندگی و عقاید آقای تریسترام شندی» اثر لارنس استرن نوشته اما جز چند ویژگی ساده در شخصیت داییجان، دیگر چنین شباهتی دیده نمیشود.
