
مهدی صالحی_ فیلم سینمایی «مجنون» در ظاهر میکوشد هم زمان دو خط روایی را پیش ببرد، یکی بازنمایی شخصیت انسانی شهید زینالدین در ارتباط با خانواده و همرزمانش و دیگری بازسازی میدانی عملیات خیبر و شرایط دشوار نبرد در هورالعظیم.
اما این دو سطح روایی بهجای آنکه در ساختار فیلم به صورت ارگانیک در هم تنیده شوند اغلب بهصورت دو پاره جدا از هم جلو میروند؛ در نتیجه فیلم در میانه راه، میان مستند و درام و میان حماسه و پرتره انسانی، معلق میماند. این بحران دوگانگی در ژانر مهمترین نقطهضعف «مجنون» است و سبب شده که فیلم هرچند از نظر بصری تأثیرگذار باشد اما از حیث انسجام روایی و عاطفی پیوند محکمی با مخاطب برقرار نکند.
یکی از مشکلات اساسی فیلم روایت خطی و فاقد تعلیق آن است. شامحمدی با آنکه سابقهای طولانی در مستندسازی دارد در مقام فیلمساز داستانی نتوانسته ریتم و ضرب آهنگی پویا برای قصه خلق کند. اغلب سکانسهای فیلم از لحاظ دراماتیک در یک سطح باقی میمانند و فاقد نقاط عطف قوی هستند.
