فصل سوم سریال بویز با پایانی که در ابتدا هیجانانگیز به نظر میرسید، بهتدریج از جذابیت خود کاست و به یکی از ناامیدکنندهترین بخشهای سریال تبدیل شد. هدف اصلی این سریال، نقد سیاستهای کنونی آمریکا و بتسازیهای پوچ آن است که در فصل چهارم به اوج خود رسیده است. بویز به دنبال نقد سیستم سرمایهداری و پذیرش بیچون و چرای هر چیزی از سوی مردم است، و نشان میدهد که عدالت واقعی تنها از طریق پارتیزانها قابلدستیابی است. درحالیکه فصل سوم بیشتر بر اکشن و پلات توییستها تمرکز داشت و از هدف اصلی خود دور شد، چهار قسمت اول فصل چهارم نوید بازگشت به تعادل اولیه را میدهند.
یکی از نکات برجسته چهار قسمت نخست فصل چهارم، نقدهای سیاسی آن است. بویز توانسته طرفداران خود را که بهنوعی خودشان موضوع تمسخر سریال هستند، جذب کند. برخی معتقدند سریال با پرداختن به گرایش فرنچی، در حال حرکت به سمت چپ و ضد استانداردهای خود است. بویز نشان میدهد که جامعه آمریکایی و حتی جهانی، چشمهای خود را به روی قهرمانان ساختگی خود میبندند، قهرمانانی که در روز روشن جنایت میکنند؛ اما با چیزی که خلاف ارزشهای جامعه باشد، مشکل پیدا میکنند.
