متن زمستانی عاشقانه؛ زیباترین جملات و متن اس ام اس های زمستانی و برفی

زندگی خوب است …

هه !
مرا چه به فلسفه ؟؟؟
من هنوز در منطق چشمانت مانده ام !

دوست دارم برگردم اون دوران که بابام بیدارم میکرد و میگفت :

باران یا برف … چه فرقی میکند ؟
تو که باشی ،

زندگی خوب است …

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت
میتوان گفت که من چلچله باغ توام

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ،

دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ،

عشق یعنی :

امشب کم توقع شده ام !
آرزویم کوچک است و کم حرف ، هیچ نمیخواهم جز ‏”‏تـو‏”

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند

عشق همیشه نافرجام است برای درخت ها !
به آسمان هم که برسند به همدیگر نمی رسند ؛ تبر ها مگر کاری کنند !

در برف ، سپیدی پیداست .

بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .

سوزی که برف داره ،

معرفتی که تو داری ،

رفاقت مثل آدم برفی میمونه ، درست کردنش راحت اما نگه داشتنش سخت !

من تا همیشه می توانم تو را از میان تمام مردم دنیا تشخیص دهم !
به شرط آنکه چشمانت را نبندی !

به چه دلخوش کرده ای ؟

این آغاز سکوت است، سکوتی چون شب های سرد و برفی زمستان،
نیمکتی خالی و چراغی روشن که دانه ها برف زیر نور طلایی اش می رقصند و بر زمین می نشینند.

دارد برف می آید در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد

قدش به “عشق” نمی رسید ؛ “غرور”م را زیر پا گذاشت تا برسد !

لعنت به همه قانون های دنیا که در آن شکستنِ دل پیگرد قانونی ندارد !

تو
راز فصل‌ها را می‌دانی
وقتی پاییز
آهنگ رنگ رنگ موهایت

ابرهای سیاه زمستان آبستن دانه های سفید برفند،
دلشان می خواهد این دانه های سپید را بر زمین ببارانند و
تن زمین را از این همه آلودگی و ناپاکی پاک کنند تا زمین هم دمی بیاساید.

وقتی باد پرده‌های اتاق را به اهتزاز در می‌آورد
و مرا

داره برف میاد به اسمون نگاه کن هروقت برف سیاه بارید بهم خبر بده ، اون موقع من دیگه دوستت نخواهم داشت

به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم ، نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه ؛ نمک را بگذار برای من که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند !

شکوفه‌های انار را ببین
در برف زمستان!
دور از تو
فقط بید، مجنون نیست

که ایستاده به درگاه؟
آن شال سبز را ز شانه خود بردار
بر گونه‌های تو آیا شیارها
زخم سیاه زمستان است؟
در ریزش مداوم این برف
هرگز ندیدمت
زخم سیاه گونه تو از چیست؟
آن شال سبز را ز شانه خود بردار
در چشم من
همیشه زمستان است

به بند دلت میاویز رخت خاطره ام را ، گردبادهای فراموشی حرمت نمی شناسند !

وقتی بهت گفتم : دلتنگ تو هستم ، به شانه ام زدی تا دلتنگیم را تکانده باشی ! به چه دلخوش کرده ای ؟ تکاندن برف از شانه آدم برفی ؟

زمستان بال گسترده است
گنجشکان
و من
پشت تمام پنجره‌ها
تو را می‌جوییم

ایاک نعبد است زمستان دعای باغ
در نوبهار گوید ایاک نستعین

دلم از نبودنت پر است ، آنقدر که اضافه اش از چشمانم میچکد !

عشق یعنی امید ، یعنی طراوت باران ، یعنی سفیدی برف ، یعنی ساز زندگی و لبریز از خوشی و عشق یعنی راز زیستن !

تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماند
مدتی پنهان شدست از دیده مکار مست

سکوت و جمعه و برف است و سرما
تنیده روی ذهنم تور رویا

قبول که ما دو خط موازی هیچگاه به همدیگر نمی رسیم !
ولی فقط کمی فاصله را کمتر کن ، میخواهم بهتر ببینمت !

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

سرود برفی گنجشگکی خرد

دوباره جیک جیکی کرد و آن گاه

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍشتن ﺩﺍﺭﻡ

ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳﺮﺩﻡ

هر که به من می رسد ، بوی قفس می دهد ! جز تو که پر می دهی تا بپرانی مرا !

جهنمی به پا میکند دلم وقتی آرزویی در ذهن بیاید و تو میان آن نباشی !

به گوش ام خش خش پاییز زرد است

نمی آید صدایی از در و دشت

از هر مسئله ای که تنها راه حلش ، گذر زمان است بیزارم !

گاهی ارزش واقعی یک لحظه را تا زمانی که به یک “خاطره” تبدیل شود نمی فهمیم !

دیگر احتیاط لازم نیست ؛ شکستنی ها شکست ! هر جور مایلید حمل کنید !

در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند . ارد بزرگ

در اوج آسمان به دنبال تو ، هر جا میروی باز هم یکی هست به دنبال تو
تویی که در قلب منی و منی که همیشه فدای توام
دیگر به دنبال بهترین ها نیستم ، من شیفته آن خوبی های توام

تکلیفم روشن شد ؛ خاموش میشوم شیرینم !
فرهاد وار اینبار باید به جای کوه ، دل بکنم !

آرزو کن با من

گرمیِ دستِ تو اما باشد

لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد مثل خوردن یه فنجون قهوه گرم زیره برفه !!!!!
درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی تورو دل گرم میکنه

برف آمد و پاییز فراموشت شد . آن گریه ی یک ریز فراموشت شد . انگار نه انگار که با هم بودیم . چه زود همه چیز فراموشت شد

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف ، چون یه روز آب می شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل ، چون یه روز پژمرده می شه . دوستت دارم به اندازه ی دنیا ، چون هیچ وقت تموم نمی شه !

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

زمستان بهانه است برف از آسمون خسته می شه ! پاییز بهانه است برگ از درخت خسته می شه! اس ام اس بهانه است دلم برات تنگ می شه !

دوستت دارم اما نه به اندازه ی برف
چون یه روز آب می شه
دوستت دارم اما نه به اندازه ی گل
چون یه روز پژمرده می شه
دوستت دارم به اندازه ی دنیا
چون هیچ وقت تموم نمی شه

زمستان
فصل با طراوت
وزیبای است
کم تر از بهار نیست
فصل سرد و ساده
با چهره ی گشاده
فصل مهربانی
با انگیزه ی سرشار
ما سردی های زمستان را
با نفس های گرم تو
بهار خواهیم کرد…
زمستان فصل خواهش است
فصل جوشش است
کم تر از بهار نیست. …

به گوش ام خش خش پاییز زرد است
دل ام میعادگاه زخم و درد است
نمی آید صدایی از در و دشت
هوا بس ناجوانمردانه سرد است

من عاشق زمستانم
عاشق اینکه ببینمت در زمستان آرام راه می روی که سُر نخوری
که گونه هایت از سرما سرخ شده است
سر خود را تا حد ممکن در یقه ات فرو کرده ای
دست هایت در جیبت به هم مچاله شده
معصومانه به زمین خیره ای
چه قدر دوست داشتنی شده ای
حرفم را پس میگیرم
من عاشق زمستان نیستم
عاشق تــوام !

آهای زمستان
حواست جمع باشد که دور تو و تمام عاشقانه هایت را خط خواهم کشید
اگر با آمدنت او حتی یک سرفه کند …

ماهی دیگر، سالی دیگر، لبخندی دیگر، اشکی دیگر، زمستانی و تابستانی دیگر … اما هرگز “تو” ی دیگری نمی تواند وجود داشته باشد!

دانه برف، یکی از ظریف ترین خلقت های خداوند است اما نگاه کن زمانی که به هم چسبیده هستند چه می توانند انجام دهند!

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *