شعر وطن | گزیده ای از شعرهای زیبا در مورد ایران و افتخار به کشور ایران

تا دلِ هرزه گَردِ من رفت به چینِ زلفِ او
زان سفرِ درازِ خود عزمِ وطن نمی‌کند

سروِ چَمانِ من چرا میلِ چمن نمی‌کند؟
همدمِ گل نمی‌شود یادِ سَمَن نمی‌کند

تا دلِ هرزه گَردِ من رفت به چینِ زلفِ او
زان سفرِ درازِ خود عزمِ وطن نمی‌کند

نام جاوید وطن

جلوه کن در آسمان

که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از بوستان

ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به زیر دست من است

ندانی که ایران نشست منست

هنر نزد ایرانیان است و بس

چه سر سبز است این شهر و چه زیباست
زهر جا نغمه ای اینگونه بر پاست
کشیده سرد کوهش سر به افلاک
توگویی آسمانش کرده صد چاک

ایران…

دل پر و تپنده تو

وطنم تنم چه باشد که بگویمت تنی تو
که تو جانی و سراپا همه جان روشنی تو

من اگر سروده باشم وطنم تو شعر نابی
من اگر ستاره باشم وطنم تو آفتابی

ای سلامم، ای سرودم

ای غمم تو، شادی ام تو

وطنم، وطنم، وطنم

اگر از بر جان گذرم

وطنم، ایران من، جانم فدایت می‌کنم
روز و شب بر اقتدارت من دعایت می‌کنم

تیرگی‌ها می‌زدایم از وجودت ای وطن
با تمام هستی خود من صفایت می‌کنم

وطنم، تنم چه باشد که بگویم تنی تو

وطنم تو بوی باران

وطن یعنی همه آب و همه خاک

به گاه شیر خواری گاهواره

ای خطه ایران مهین، ای وطنم

آبی قلب تو خلیج فارس و هرمز

ز پوچ جهان هیچ اگر دوست دارم

تو را ای کهن پیر جاوید برنا

     اي وطن اي مادر تاريخ ساز
اي مرا بر خاک تو روي نياز

    اي ز تو هستي گرفته ريشه ام
نيست جز انديشه ات انديشه ام

دلم از تنهایی تو
حتی یک نفس جدا نیست

ای وطن ای ریشه من
عشق من اندیشه من

منبع  : مجله تاپ ناز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *