همیشه عذرخواهی بهانه ای است که به واسطه آن می توان کدورت ها را از میان برد. پس چه بهتر که با جملات زیبا و تاثیرگذار برای این اقدام قدم برداریم. ما در این بخش از تاپ ناز مجموعه ای از متن و جملات با موضوع معذرت خواهی و منت کشی از عشق و دوست را برایتان گردآوری کرده ایم.
منو ببخش بخاطر همه ی محبت های بیجا ، منو ببخش بخاطر همه کم محبتی هام
منو ببخش بخاطر همه ی دیدنت ها ، منو ببخش بخاطر همه ی نادیده گرفتنهات
منو ببخش بخاطر همه ی توجه کردن های بیجام ، منو ببخش بخاطر ندیدن همه ی توجه هات
منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنت هام ، منو ببخش بخاطر همه ی دوست داشتنم هات
بوسهام را میگذارم پشت در
تو بیا، در را تماماً باز کن
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا
امروز دلم مانده و یه دنیا حرف
برگرد… یادت را جا گذاشتی نمی خواهم عمری به این امید باشم که
مرا ببخش که همیشه می گویم دوستت دارم / مرا ببخش اگر می بینم که نیستی و باز هم از آن چه نباید ، می گویم / مرا ببخش اگر دل داده گی ات را برای خود می خواهم /من آن یار بی غم نیستم
با آنکه انتقام از دشمن حرام نیست…در عفو لذتی است که در انتقام نیست
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره
بـه خاطر یافتن مقصر ؛ زندگی ات را تلخ و سیاه نکن
بگذار ان چه در پایان یک عشق بـه جای می ماند
خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند
گرچه سکوت بلندترین فریاد عالم است
ولی گوشم دیگر طاقت فریادهای تو را ندارد
کمی با من حرف بزن…
اگه راهم این روزا از تو یکم دوره ببخش
توی زندگی آدم یه وقتا مجبوره ببخش
دلتنگ تو امروز شدم تا فردا…
فردا شد و باز هم تو گفتی فردا…
امروز دلم مانده و یه دنیا حرف…
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا!!!
منو ببخش که نادیده گرفتم التماس اون نگاه نگرون رو
چیزیم نیست خرد و خمیرم فقط همین
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
بـه روح بیقرار من تو اضطراب می دهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
ولی تو قهر با دلم برای لحظه اي مکن
دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم
به من که بی صدای تو از شب شکست می خورم
دلبرکم جیزی بگو به من که گرم هق هق ام
به من که آخرینه ی اواره های عاشقم
چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی
غزل بشن ترانه هام نه هق هق دلواپسی
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش/بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
هنوز عشق تو امید بخش جان من است
خوشا غمی که ازو شادی جهان من است
چه شکر گویمت ای هستی یگانه ی عشق
که سوز سینه ی خورشید در زبان من است
اگر چه فرصت عمرم ز دست رفت بیا
که همچنان به رهت چشم خون فشان من است
مهم نیست کی مقصره
باور کن مهم اینه که یادمان باشد، عمرمان کوتاه است
در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم
تا خوب به هم نگاه کنیم و همه ناگفتههای مهرآمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم
پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر
منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم….
منو ببخش اگه خیلی بهت بدی کردم …
تو که تنها کسی هستی که جان را در تو می جویم
نمی دانم چه خواهد شد اسیرم در دو راهی ها
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانه ام اینجا
چه می شد بشکنم روزی غرور جنس سنگی را
بگویم عاشقت هستم بمان با من تو ای زیبا
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
از این همه احساس
یک عالمه حسرت به من دادی
و خود
در بی نگاهی یک آینه
پنهان شدی
می دانی چرا
قاصدک را دوست دارم؟
چون نه از تو
بلکه از امید آمدنت
خبر می آورد
برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن
اینقدر نگو :اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .
منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار
تو که تنها کسی هستی که جان را در تو میجویم
غرورم یکطرف ماند و دل دیوانهام اینجا
منو ببخش بخاطر همه ی محبتهای بیجا،
منو ببخش بخاطر همه دیدنتها،
مرا ببخش که همیشه می گویم دوستت دارم
مرا ببخش اگر دل داده گی ات را برای خود میخواهم
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
چنین گفت زرتشت: عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار.
من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم
من ارامش تو رو حتی به آرامش خودم نیز ترجیح میدم.
گر تو را از ابلهی کردم رها، برمن ببخش
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
جملات بزرگان درباره بخشش
از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش
