در این بخش گلچین متن و اس ام اس های غمگین و زیبای بارانی را آماده کرده ایم. ممکن است باران شما را به یاد عشق از دست رفته و دوران خوب بیندازید و غمگین شوید و امیدواریم با خواندن این اس ام اس و جملات باران احساس خوبی پیدا کنید.
باران حضورت که ببارد تنهایی ام
خشکسالی اش را تعطیل می کند
به حرمت قطراتی از جنس تو
یه خیابون
یه بارون
دستهای یخ کرده
یه آهنگ
کلی فکر !
و پاکت سیگار به ازای تمام شارژهایی که باید برای با “تو” بودن خریده میشد … !
هر کجا هستم٬باشم
پنجره٬فکر٬هوا٬عشق
در این شبــهای بـــارانی غــــــم انگیز است تنـــــــهایــــــی
بـــــــه امـــــــید نگـــــــاهی تلــخ که می آیـــــی
به احســــاست قســــــم یــــک شب
دلم می میرد از حسرت
و من اهسته میگویم :
تــــــو هــــــــم دیـــــگر نمـــیـــایــــی …..
باران که می آید… یک نفر، با لبخندی ، نفس عمیقی می کشد و می گوید: واو چه بوی خوشی می آید و یک نفر با چشمانی خیس تر از خیابان کارتون هایش را جمع می کند و می گوید: خدایا تمام زندگی ام خراب شد..
من کجا، باران کجا و راه بی پایان کجا… آه این دل دل زدن تا منزل جانان کجا… هر چه کویت دورتر، دل تنگ تر، مشتاق تر… در طریق عشق بازی مشکل آسان کجا..
تـــو
این روزهــا
برایـم حکم باران را داری..
درست وســط کـویـر،
همون قدر زندگی بخش
همون قدر مــحــال!
باران که شدی مپرس این خانه ی کیست
باران که شدی پیاله ها را نشمار
بــــــــاران مــی خـــواهــــم
آنـــقــدر شــــدیــــد کــه ؛
مـن و تنــهایی ام را
بـشــویـد ببـرد !
دمش گرم ، باران را می گویم …
خسته شدی ، امروز تو استراحت کن ، من به جایت می بارم . . .
به باران دل نبند
اگر ببارد ، از شوق
و من به اندازه ی
این شهر شلوغ
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم …
می گویند باران رساناست ، شاید دستهای مرا هم به دستهای تو برساند …
دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند…
می خواهمت…
شب نزدیک است …!
هر شب دستم را تنهــــــا …
بر شانه ی تنهای شـــــــــب میگذارم ؛
و برایش از ” تـــــــــــو ” میگویم …..
بـــــــــــاران میگیرد !!!!
باران که میبارد
راه می افـتم
به جز من، چه کسی میتواند
هر تپـشِ قلبَـت را حس کند؛
دلم که تنگ میشود
دست به دامان پنجره ها می شوم
دلم که تنگ می شود
بوی خاک باران خورده به دادم می رسد
خاک باران خورده برگهای خیس
خدای مهربان
تنهایی که فشار می آورد
همه نیست می شوند!
دیر آمدی باران
دعا کردم بیایی ناز کردی
با ابرها چه غصهی پنهانیست؟
این عصرِ چندشنبهی بارانیست؟
وقتی که میبُریم مدام از هم
این عشق نیست ، چاقوی زنجانیست !
باران آرام بارید بر روی گونه هایم
دلتنگ که هستم اما ناراحت نه
همچون باران باشیم
در سبز کردن زندگی جبران کنیم
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد!
بعد باران نگاهم آفتابی شو
من برای تو چتری بیش نبودم …
بـاران که تمام شد فراموشم کردی !
تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو …
می روم
نمی دانم
نبود تـــــــــو . . فقط نبودنِ تــــــــو نیست !
نبودن خیلی چیزها هست !
ابرهای مست ولگرد در نبودنت دیوانه وار می بارند!
که روزی با نگاهی باورشان کرده بودی . .
حــــالا اصلا بی خیـــــــــال شهر ویران شده ام . .
تـــــــــو بگو ؟
با آسمان های دیگر چه باید کرد ؟؟؟
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟ نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم
کاش نامت باران بود…
آنوقت تمام مردم شهر هم
برای آمدنت دعا میکردند …!
هیچ گاه نباید به اجبار خندید گاهی باید با نهایت آرامش گریه کرد
این که چقدر از آن روزها گذشته یا اینکه چقدر هر دویمان عوض شده ایم یا اینکه هر کداممان کجای دنیا افتاده ایم اصلا مهم نیست …
باز باران که ببارد ، هروقت که میخواهد باشد ، دلم هوایت را میکند …
چقدر این صدا برایم آشناست
بارها آنرا از اعماق وجودم شنیده ام صدایی است که
تنها ادامه میدهم در زیر باران
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میدهم
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم
ببار باران من نه چتر دارم نه یار . .
من خیس دلتنگی ام
اما کوچه آبی احساست را گم کرده ام
مسیر عاشقی ات را یادم نیست….
حالا نمی دانم
تو مرا انتظار می کشی
یا من تو را؟!!!
مثل باران خاطراتت ماندنیست
گرچه ما اندک زمانی در کنارت بوده ایم
ای که بوی باران شکفته در هوایت
شد خزان به پایت بهار باور من
اس باران
کاش نه کوچه انتها داشت نه باران بند می آمد …
هوا عجیب بوی بهار گرفته است
و برای لمس احساسی ترین
