
دوم خرداد ۷۶، نامزد جریان چپ به صحنه انتخابات آمد و به پیروزی هم خوشبین نبود، آمده بود تا فقط بتواند دیدگاهها وبرنامههایش را با مردم در میان بگذارد.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: دوم خرداد ۷۶، نامزد جریان چپ پا به صحنه انتخابات نهاد و به پیروزی هم خوش بین نبود، آمده بود تا فقط بتواند دیدگاهها وبرنامههایش را با مردم در میان بگذارد و در دوره «پسا انتخابات» در صحنه سیاسی کشور به عنوان یک مطالبه گر، پیگیر برنامهها و دیدگاههای همفکرانش که به مرور زمان به عنوان اصلاح طلبان شناخته شدند باشد. حال که ۲۸ سال از به روی کارآمدن جریان دوم خرداد میگذرد باید پرسید، یاران سیاسی سید محمد خاتمی از آن مقطع تا به امروز با چه فراز و فرودهایی رو به رو بودند. عملکرد اصلاحطلبان از نظر گروههای سیاسی، متفاوت تفسیر میشود:
الف) دیدگاه منتقد میدانم. نقطه مقابل اصولگرا، اصلاحطلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاحطلب، اصولگرا نیست. نقطه مقابل اصولگرا، آدم بیاصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است. یک روز منافع او یا فضای عمومی ایجاب میکند که بشدت ضد سرمایهگذاری و سرمایهداری حرکت کند، یک روز هم منافعاش یا فضا ایجاب میکند که طرفدار سرسخت سرمایهداری شود؛ حتی به شکل وابسته و نابابش! نقطه مقابل اصلاحطلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاحطلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روشها به صورت روزبهروز و نوبهنو.
از نظر آمریکاییها اصلاح یعنی ضدیت با نظام جمهوری اسلامی. رضاخان آمد اصلاحات راه انداخت؛ محمدرضا هم آمد اصلاحات راه انداخت؛ این همان چیزی است که بنده گفتم اصلاحات آمریکایی. این اصلاحات به درد خودشان میخورد. ملت ایران اصلاح را براساس اصول خود انجام میدهد.»
